برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1284 100 1

freelance

/ˈfriːˌlæns/ /ˈfriːlɑːns/

معنی: نویسنده غیر وابسته، مفرد کار کردن
معانی دیگر: (adjective) (روزنامه‌نگار، نویسنده، هنرپیشه، طراح، برنامه‌نویس و غیره) مستقل، آزاد، ناوابسته a freelance reporter خبرنگار مستقل (noun) روزنامه‌نگار مستقل، روزنامه‌نگار آزاد، نویسنده‌ی آزاد، طراح مستقل، طراح آزاد، هنرپیشه‌ی آزاد، برنامه‌نویس مستقل، برنامه‌نویس آزاد (verb intransitive) (روزنامه‌نگار، برنامه‌نویس و غیره) مستقل کار کردن، آزاد کار کردن، به طور ناوابسته کار کردن

واژه freelance در جمله های نمونه

1. a freelance reporter
خبرنگار مستقل

2. Most of the journalists I know are/work freelance.
[ترجمه ترگمان]اغلب خبرنگارانی که من می‌شناسم، آزاد کار می‌کنند \/ کار می‌کنند
[ترجمه گوگل]اکثر روزنامه نگاران من می دانند / کار آزاد هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Zoe does a bit of freelance photography as a sideline.
[ترجمه ترگمان](زو)کمی از عکاسی آزاد را به عنوان یک کار جانبی انجام می‌دهد
[ترجمه گوگل]زو کمی عکاسی آزاد را به عنوان یک علامت گذاری می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He's been freelance for several years.
[ترجمه ترگمان]چند ساله که آزاد بوده
[ترجمه گوگل]او برای چندین سال آزاد بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He derives his income from freelance work.
[ترجمه پیروز] او درآمد خود را از کار آزاد کسب میکند
...

مترادف freelance

نویسنده غیر وابسته (اسم)
freelance
مفرد کار کردن (فعل)
freelance

معنی کلمه freelance به انگلیسی

freelance
• one who works for himself and is not employed on a salary basis for a single employer
• work as a freelancer, work on a short-term contract basis for several different companies
• working on a short-term contract basis for several different companies
• a freelance journalist or photographer is not employed by one organization, but is paid for each piece of work that they do by the organization that they do it for.

freelance را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عليرضا
خويش فرمايي
غزال
با توجه به گسترش روزافزون این واژه بهتر است از برابرنها (معادل) فارسی آن �خویش‌فرما� استفاده کنیم.
حسن امامی
دارای شغل آزاد
لیلی موسوی
مستقل

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی freelance
کلمه : freelance
املای فارسی : فریلانس
اشتباه تایپی : بقثثمشدزث
عکس freelance : در گوگل

آیا معنی freelance مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )