برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1283 100 1

freely

/ˈfriːli/ /ˈfriːli/

معنی: سرخود، سخاوتمندانه، بطور ازاد یا رایگان

واژه freely در جمله های نمونه

1. people can freely come and go in the streets
مردم می‌توانند آزادانه در خیابان‌ها رفت و آمد کنند.

2. you can act freely
شما می‌توانید آزادانه عمل کنید.

3. he finally opened up freely on the subject
بالاخره آزادانه درباره‌ی آن موضوع لب به سخن گشود.

4. the blacks and the whites mix freely bearing each other no despite
سیاهپوستان و سفیدپوستان با هم می‌آمیزند و نسبت به هم کینه ندارند.

5. at the polls, a voter is alone and votes freely
در محل اخذ رای،رای دهنده تنها و آزادانه رای می‌دهد.

6. the citizens have the right to express their views freely
شهروندان حق دارند عقاید خود را آزادانه بیان کنند.

7. Air can circulate freely through the tunnels.
[ترجمه ترگمان]هوا می‌تواند آزادانه در تونل‌ها پخش شود
[ترجمه گوگل]هوا می تواند آزادانه از طریق تونل ها گردش کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The right to speak freely is written into the Constitution of the United States.
[ترجمه ترگمان]حق صحبت آزادانه در قانون اساسی آمریکا نوشته شده‌است
[ترجمه گوگل]حق صحبت آزادانه در قانون اساسی ایالات متحده نوشته شده است
...

مترادف freely

سرخود (قید)
independently , freely , high-handedly
سخاوتمندانه (قید)
freely , handsomely
بطور ازاد یا رایگان (قید)
freely

معنی کلمه freely به انگلیسی

freely
• with liberty, without limits; frankly, openly, honestly
• you say that something is done freely when it is done often or in large quantities.
• someone or something that can move or act freely is not controlled or limited by anything.
• if you can talk freely, you do not need to be careful about what you say.
• something that is freely available can be obtained easily.
• something that is given or done freely is given or done willingly.
breathe freely
• be at ease, feel free

freely را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فواد بهشتی
از روی میل، خود خواسته
امیر
آزادانه
مرجان میری لواسانی
بی هیچ قید و شرطی
داوطلبانه
راحت
مجانی
مهدی باقری
بدون محدودیت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی freely
کلمه : freely
املای فارسی : فریلی
اشتباه تایپی : بقثثمغ
عکس freely : در گوگل

آیا معنی freely مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )