برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1292 100 1

frise


=frieze

معنی عبارات مرتبط با frise به فارسی

مانع سواره نظام (شامل قطعه ای چوب دارای میخ سر تیز و سیخک)

معنی کلمه frise به انگلیسی

chevaux de frise
• mobile obstacle such as a sawhorse covered barbed wire or spikes used to block the enemy from advancing

frise را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضا قریشی
سبزی فریزِی (نوعی سبزی که در سالاد مصرف میشود)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی frise
کلمه : frise
املای فارسی : فریسه
اشتباه تایپی : بقهسث
عکس frise : در گوگل

آیا معنی frise مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )