برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1223 100 1

fundamentally

/ˌfəndəˈmentəli/ /ˌfʌndəˈmentəli/

اساسا، اصلا

بررسی کلمه fundamentally

قید ( adverb )
• : تعریف: in central or important ways.

- Although there are some obvious similarities, the two approaches to teaching are fundamentally different.
[ترجمه ترگمان] اگرچه شباهت‌های زیادی وجود دارد، دو رویکرد برای آموزش اساسا متفاوت هستند
[ترجمه گوگل] اگر چه برخی از شباهت های واضح وجود دارد، دو رویکرد به آموزش اساسا متفاوت هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- His religious beliefs made him fundamentally opposed to fighting, even during wartime.
[ترجمه ترگمان] اعتقادات مذهبی او او را به طور اساسی با جنگ، حتی در زمان جنگ، مخالف ساخت
[ترجمه گوگل] اعتقادات مذهبی او او را به طور اساسا مخالف جنگ، حتی در طول زمان جنگ است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه fundamentally در جمله های نمونه

1. plants and animals are fundamentally different
گیاهان و جانوران اساسا با هم فرق دارند.

2. Fundamentally, women like him for his sensitivity and charming vulnerability.
[ترجمه ترگمان]اساسا، زنانی که او را به خاطر حساسیت و آسیب‌پذیری charming دوست دارند
[ترجمه گوگل]اساسا، زنان از او برای حساسیت و آسیب پذیری جذاب خود می خواهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The book presents a fundamentally distorted picture.
[ترجمه ترگمان]این کتاب یک تصویر اساسا تحریف‌شده را ارائه می‌دهد
[ترجمه گوگل]این کتاب یک تصویر عمیق تحریف شده را ارائه می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The conclusions of the report are fundamentally wrong .
[ترجمه ترگمان]نتایج گزارش اساسا اشتباه هستند
[ترجمه گوگل]نتیجه گیری این گزارش اساسا اشتباه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. But fundamentally the situation remained unchanged.
[ترجمه ترگمان]اما اساسا وضعیت بدون ...

معنی fundamentally در دیکشنری تخصصی

معنی کلمه fundamentally به انگلیسی

fundamentally
• in a fundamental manner, basically, essentially
• you use fundamentally to indicate that you are talking about the real or basic nature of something.

fundamentally را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیرحسین
پایه ای _ اساسی
مرضیه
اساسا
محسن
از اساس
محمود
ازهرلحاظ
محدثه فرومدی
از پایه، از ریشه، به صورت بنیادی، به طور اصولی، از بیخ و بن
پویا محمودی
بنیادین

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی fundamentally
کلمه : fundamentally
املای فارسی : فوندمنتللی
اشتباه تایپی : بعدیشئثدفشممغ
عکس fundamentally : در گوگل

آیا معنی fundamentally مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )