برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

futureproof

futureproof را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رئیس علی دلواری
ساختن یک چیزی و یا برنامه ریزی کردن برای یک چیزی، به گونه ای که در آینده به شکل بی فایده یا ناپایدار در نیاید
(این کلمه هم حالت فعل دارد و هم حالت صفت و همچنین به شکل future-proof نیز نوشته می شود)
Deimos
[کامپیوتر] نرم‌افزار یا طراحی که با تغییر تکنولوژی در آینده کماکان قابل استفاده باقی می‌ماند.
محدثه فرومدی
منسوخ‌نشدنی، باطل‌نشدنی، غیرقابل‌ابطال، قدیمی‌نشدنی، کنارنرفتنی، همیشه‌پابرجا، همیشه‌ماندگار، ماندگار، ازرده‌خارج‌نشدنی، ازدورخارج‌نشدنی، ازرواج‌نیفتادنی، بی‌زوال
حامد اسماعیلی (حامد36)
(معنی خودمانی) : همیشه رو دور

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی futureproof مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )