انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 770 100 1

بررسی کلمه Genocide

اسم ( noun )
مشتقات: genocidal (adj.)
• : تعریف: the intentional attempt to exterminate all members of a certain race, nationality, or ethnic group.

واژه Genocide در جمله های نمونه

1. They fled because they feared retribution for the genocide.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها فرار کردند، زیرا از ترس مجازات نسل کشی می ترسیدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. They have alleged that acts of genocide and torture were carried out.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها ادعا کردند که اعمال نسل کشی و شکنجه انجام شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The military leaders were accused of genocide.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رهبران نظامی به نسل کشی متهم شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Refugees gave accounts of the mass genocide.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پناهجویان گزارش از نسل کشی جمعی را دادند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. They've launched a campaign of genocide against the immigrants.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها یک مبارزه نسل کشی علیه مهاجران را راه اندازی کرده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Genocide is a war crime.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نسل کشی یک جنایت جنگی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The only word that applies is genocide.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تنها کلمه ای که مورد استفاده قرار می گیرد نسل کشی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. A Polish refugee coined the term "genocide" to describe attempts to kill an entire group of people.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک پناهنده لهستانی اصطلاح 'نسل کشی' را برای توصیف تلاش برای کشتن تمام گروهی از مردم به کار برد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Was it genocide or economic imperialism that led to their disappearance?
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا نسل کشی یا امپریالیسم اقتصادی بود که منجر به ناپدید شدن آنها شد؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. He is charged with 20 war crimes, including genocide and crimes against humanity.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به 20 جنایت جنگی محکوم شده است، از جمله نسل کشی و جنایات علیه بشریت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Forcibly settling the Jarawa would be tantamount to genocide, leading to them being wiped out.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مجبور کردن مجدد جاروا به نسل کشی معادل است، که منجر به از بین رفتن آنها می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. He is charged with genocide and crimes against humanity.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به نسل کشی و جنایت علیه بشریت متهم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Six others were acquitted of genocide and the remaining two were given prison sentences for the lesser crime of negligence of duty.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شش نفر دیگر از نسل کشی تبرئه شدند و دو نفر دیگر مجازات زندان را برای جرم کمتری از غفلت وظیفه محکوم کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The Rwandan genocide was a human tragedy on a scale rarely seen in recent history.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نسل کشی رواندا یک فاجعه انسانی در مقیاس بود که به ندرت در تاریخ اخیر دیده می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. He is accused of genocide and other crimes during the war fought after Bosnia-Herzegovina declared its independence.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در طول جنگ پس از بوسنی و هرزگوین استقلال خود را به نسل کشی و سایر جنایات متهم کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Genocide

قتل عام (اسم)
carnage , bloodbath , genocide , slaughter , holocaust
کشتار دستهجمعی (اسم)
genocide

معنی کلمه Genocide به انگلیسی

genocide
• extermination of a large group of people (particularly those belonging to a certain race, religion, etc.)
• genocide is the murder of a whole community or race; a formal word.

Genocide را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Genocide

فرزاد ٠٢:٤٤ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
نسل زدایی
|

پیشنهاد شما درباره معنی Genocide



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

ناصر > mobilization
حامی > عوضین
سپید ناناز > Machinewash
سپید ناناز > Makeup
کوروش لر زنگنه > آراد
u > i'm promise
Arya > ممبینی
امیررضا فرهید > state fair

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی genocide
کلمه : genocide
املای فارسی : گنکید
اشتباه تایپی : لثدخزهیث
عکس genocide : در گوگل


آیا معنی Genocide مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )