انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1103 100 1

Get to

تلفظ get to
تلفظ get to به آمریکایی/gɛt tu/ تلفظ get to به انگلیسی/gɛt tuː/

1- ارتباط برقرار کردن با، دسترسی یافتن به 2- (با تهدید و تطمیع) تحت تاثیر قرار دادن

واژه Get to در جمله های نمونه

1. Don't cross the bridge till you get to it.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از پل عبور نکن تا به آن برسی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از پل عبور نکنید تا به آن دسترسی پیدا کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. How much does it cost to get to Shinj?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای رسیدن به Shinj چقدر هزینه دارد؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای شینج چقدر هزینه دارد؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. He couldn't get to sleep because he was too excited.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نمی‌توانست بخوابد، چون بیش از حد هیجان‌زده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او نمی توانست بخوابد چون خیلی هیجان زده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The heat was beginning to get to me, so I went indoors.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گرما کم‌کم داشت به من نزدیک می‌شد، بنابراین داخل خانه شدم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گرما شروع به من کرد، بنابراین من داخل داخل شدم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Stop waffling and get to the point.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بس کن و برو سر اصل مطلب
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]توقف وفل و رسیدن به نقطه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. We can get to work now if you wish.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگه دلت بخواد می‌تونیم بریم سر کار
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر بخواهید می توانید اکنون کار کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. How do I get to the shoe store?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چطوری برم فروشگاه کفش؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چگونه می توانم به فروشگاه کفش بروم؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Get to another summit in your career.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به قله دیگری در حرفه خود برسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رسیدن به یک اجلاس دیگر در حرفه شما
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. I live locally, so it's easy to get to the office.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من به صورت محلی زندگی می‌کنم، بنابراین رفتن به اداره آسان است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من به صورت محلی زندگی می کنم، بنابراین آسان است برای رسیدن به دفتر
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. I'll draw you a map of how to get to my house.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یه نقشه برای رسیدن به خونه م برات می‌کشم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من یک نقشه از چگونگی رفتن به خانه ام را به شما نشان می دهم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. He barged past me to get to the bar.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دزدکی از من رد شد که به بار برم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به من حمله کرد تا به نوار برود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. I couldn't get to sleep last night.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دیشب نتونستم بخوابم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شب گذشته نتوانستم بخوابم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. We managed to get to the airport in time.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما توانستیم به موقع به فرودگاه برسیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما توانستیم به موقع به فرودگاه برسیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. We needed to get to London but we had no means of transport.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما باید به لندن می‌رفتیم، اما هیچ وسیله‌ای برای حمل و نقل نداشتیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما نیاز داشتیم که به لندن بروم اما ما وسایل نقلیه ای نداشتیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. We've still got to arrange how to get to the airport.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما هنوز باید ترتیبی بدهیم که چطور به فرودگاه برسیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما هنوز باید ترتیب کنیم که چگونه به فرودگاه برویم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی عبارات مرتبط با Get to به فارسی

(امریکا- خودمانی) پیشروی کردن، (در عشق یا دوستی یا کار و غیره) از خان اول گذشتن
با کسی آشنا شدن، کسی را خوب شناختن

معنی کلمه Get to به انگلیسی

get to
• be allowed to; arrive at, reach
get to first base
• (slang) succeed at the earliest step of something
get to smooth water
• get over the worst of a situation, enter into better or easier times
get to the bottom of
• get to the real issue; figure something out, unravel the mystery
get to the bottom of things
• figure everything out, get to the heart of the matter, get to the bottom line
get to the point
• get to the bottom line, make a long story short

Get to را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

علیرضا ع ١١:٢٥ - ١٣٩٦/١٠/٢٧
فرصت انجام کاری را پیدا کردن مانند:
I get to know some people فرصت آشنایی با بعضی اشخاص را داشتن
|

Ncmow ٠١:٣٢ - ١٣٩٧/٠٥/١٤
به معنای رسیدن هم میتونه باشه و به معنای توانایی انجام کار های خاص را داشتن هم هست
|

a.r ١٩:٤٣ - ١٣٩٧/٠٥/٢٥
arrive at, reach
to bother or annoy sb
to influence or affect sb, esp. adversely
to begin doing sth
|

تتتتت ٢١:٤٧ - ١٣٩٧/٠٩/٠١
رسیدن
|

Hossein ١٨:١٩ - ١٣٩٧/٠٩/١٤
رسیدن
|

آرمین مظاهری ١٢:٢٨ - ١٣٩٧/١٠/٠٣
شروع کردن = to start
|

حدیث ایران ٢٢:١٥ - ١٣٩٧/١٠/٠٤
رفتن به - رسیدن به
|

محمد حسین ١٨:٠٦ - ١٣٩٨/٠١/٢٣
شانس داشتن و فرصت داشتن برای انجام چیزی
You get to try different dishes. شما فرصت (شانس)داریدکه غذاهای متفاوت را امتحان کنید.
|

Ali ١٧:١٦ - ١٣٩٨/٠٣/٠٣
ارتباط برقرار نمودن
|

Mahnaz ١٧:٥٣ - ١٣٩٨/٠٥/٠٤
He gets to sample
او این فرصت را دارد که تست کند(خوراکیها را)
|

Nzi Gbn ١٣:٠٩ - ١٣٩٨/٠٥/٢٣
Get to : فرصت انجام کاری را پیدا کردن،رسیدن به انجام کاری

.I got to do both
من فرصت کردم هر دو کار را انجام بدم. (من رسیدم هر دو کار را انجام بدم.)
|

شاهوردی ١٨:٠١ - ١٣٩٨/٠٥/٢٥
ناراحت کردن ، اذیت کردن
|

میلاد علی پور ١٩:١٤ - ١٣٩٨/٠٦/٠٨
وادار کردن، ملزم کردن
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی get to
کلمه : get to
املای فارسی : گات تو
اشتباه تایپی : لثف فخ
عکس get to : در گوگل


آیا معنی Get to مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )