برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1280 100 1

GlAssiness


بیحالتی، بینوری چشم، زجاجیت، زلالی

معنی GlAssiness در دیکشنری تخصصی

Glassiness
[زمین شناسی] شیشگی محتوی زیاد شیشه در یک سنگ آذرین را شیشگی گویند

معنی کلمه GlAssiness به انگلیسی

glassiness
• state of being like glass; lack of expression, dullness

GlAssiness را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عاطفه موسوی
بیحالی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی glassiness
کلمه : Glassiness
املای فارسی : گلسینس
اشتباه تایپی : لمشسسهدثسس
عکس Glassiness : در گوگل

آیا معنی GlAssiness مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )