انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 984 100 1

Greece

تلفظ greece
تلفظ greece به آمریکایی/ˈɡriːs/ تلفظ greece به انگلیسی/ɡrɪs/

معنی: یونان، کشور یونان

بررسی کلمه Greece

اسم ( noun )
• : تعریف: a Balkan country on the Mediterranean between the Aegean and Adriatic Seas.

واژه Greece در جمله های نمونه

1. Greece first applied for membership of the EU in 197
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یونان برای عضویت در اتحادیه اروپا در ۱۹۷ مورد استفاده شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یونان برای اولین بار از 197 در اتحادیه اروپا درخواست کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Turkey and Greece were buffer states against the former Soviet Union.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ترکیه و یونان در برابر اتحاد جماهیر شوروی پیشین، buffer بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ترکیه و یونان در برابر اتحاد جماهیر شوروی سابق، کشورهای بافر بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Greece broke off relations with Turkey.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یونان روابط خود با ترکیه را قطع کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یونان روابط خود را با ترکیه متوقف کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. She's the woman whom I met in Greece.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او زنی است که در یونان دیده‌ام
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او زنی است که من در یونان دیدم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. When we're on holiday in Greece, we live like the natives.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هنگامی که در یونان به تعطیلات می‌رویم، مثل بومیان زندگی می‌کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هنگامی که ما در تعطیلات در یونان هستیم، ما مانند بومیان زندگی می کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Greece was the cradle of western civilization.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یونان مهد تمدن غربی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یونان مهد تمدن غربی بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Are your family coming over from Greece for the wedding?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آیا خانواده شما برای عروسی از یونان دور می‌شوند؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا خانواده شما از یونان برای عروسی آمده است؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. They believed ancient Greece and Rome were vital sources of learning.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها معتقد بودند یونان باستان و رم منابع حیاتی یادگیری هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها معتقد بودند یونان باستان و رم منابع حیاتی یادگیری بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. We went to Greece two Septembers ago.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما دو سال پیش به یونان رفتیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما دوشنبه سپتامبر به یونان رفتیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Greece was the cradle of Western culture.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یونان مهد تمدن غرب بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یونان گهواره فرهنگ غربی بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. They met while on holiday in Greece.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها در هنگام تعطیلات در یونان دیدار کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها در تعطیلات در یونان ملاقات کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Alexander the Great beat every opponent between Greece and India.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]الکساندر بزرگ هر حریف را بین یونان و هند شکست داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اسکندر کبیر هر حریف بین یونان و هند را شکست داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Jane left England and made Greece her home.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جین انگلستان را ترک گفت و او را به خانه برد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جین انگلستان را ترک کرد و یونان را خانه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. He returned to Greece to serve in the army.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به یونان بازگشت تا در ارتش خدمت کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به یونان بازگشت و به ارتش خدمت می کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Greece

یونان (اسم)
greece
کشور یونان (اسم)
greece

معنی کلمه Greece به انگلیسی

greece
• country in southeastern europe (situated on the southern end of the balkan peninsula between the mediterranean and aegean seas)
• the hellenic republic is a country in south-east europe. it includes 1,400 islands, comprising 20 per cent of its territory, in addition to the mainland. occupation by germany from 1941 to 1944 was followed by civil war until 1949. a military junta ruled from 1967 to 1974. greece is a member of the council of europe, the european union, and nato. konstantinos karamanlis became president in 1990. andreas papandreou, of the panhellenic socialist movement (pasok), was elected prime minister in 1993. greece exports grain, cotton, and other agricultural products. tourism is an important industry.

Greece را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Greece

Arisan anoai ٢٣:٠٠ - ١٣٩٨/٠٤/٢٥
یونان
|

پیشنهاد شما درباره معنی Greece



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

حسنا > حسنا
عبدالرضا > طالع
بیژن > pleiotropic
### > مونا
ثمانه > ثمانه
محراب > نزل
نینا > نینا
امیرحسین ال احمدی لردگان چشم برم > مال احمدی

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی greece
کلمه : greece
املای فارسی : گری
اشتباه تایپی : لقثثزث
عکس greece : در گوگل


آیا معنی Greece مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )