برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1279 100 1

Greedily


حریصانه، ازروی از، پرخورانه

واژه Greedily در جمله های نمونه

1. he ate the food greedily
خوراک را حریصانه خورد.

2. The children eyed the cakes greedily.
[ترجمه ترگمان]بچه‌ها حریصانه به کیک نگاه می‌کردند
[ترجمه گوگل]کودکان کیک را به طرز چشم گیری نگاه می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Livy ate the pasties greedily and with huge enjoyment.
[ترجمه ترگمان]لیوی با ولع و لذت فراوان pasties را می‌خورد
[ترجمه گوگل]لیوی عشایر را به طرز وحشیانه و با لذت عظیمی می خورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He grabbed the bottle and drank greedily.
[ترجمه ترگمان]بطری را گرفت و حریصانه نوشید
[ترجمه گوگل]او بطری را برداشت و به طرز محسوسی نوشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. They drank in the news greedily.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها حریصانه در اخبار باده می‌نوشیدند
[ترجمه گوگل]آنها در اخبار خرسندانه نوشیدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را ب ...

معنی کلمه Greedily به انگلیسی

greedily
• desirously, covetously, avariciously, selfishly, graspingly

Greedily را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

يار دلواري
حريصانه
greedily i fancy you
حريصانه ، ازت خوشم مياد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی greedily
کلمه : greedily
املای فارسی : گریدیلی
اشتباه تایپی : لقثثیهمغ
عکس greedily : در گوگل

آیا معنی Greedily مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )