انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 897 100 1

بررسی کلمه gen

پسوند ( suffix )
(1) تعریف: producer, or production.

- estrogen
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] استروژن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] استروژن
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- androgen
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آندروژن
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: one that is produced in (such) a way.

- mutagen
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] موتاژن
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
اختصار ( abbreviation )
• : تعریف: abbreviation of "General," an officer of high military rank in the U.S. and other armed forces.

واژه gen در جمله های نمونه

1. Give me the gen on this new project.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این پروژه جدید را به من بدهید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به این ژن در این پروژه جدید مراجعه کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. She has all the gen on cheap flights.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اون همه پروازها رو ارز ون کرده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او تمام ژن ها را در پروازهای ارزان قیمت دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Gen. de Gaulle sensed that nuclear weapons would fundamentally change the nature of international relations.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ژنرال دو گل احساس کرد که سلاح‌های هسته‌ای اساسا ماهیت روابط بین‌الملل را تغییر خواهند داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جنرال داگلاس می دانست که سلاح های هسته ای اساسا ماهیت روابط بین المللی را تغییر می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. I must gen myself up for the interview.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]باید خودم را برای مصاحبه تسلیم کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من باید خودم را برای مصاحبه آماده کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. It's a good idea to gen up on the company's product before the interview.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خوب است که قبل از مصاحبه به محصول شرکت نگاه کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ایده خوبی است که قبل از مصاحبه، محصول محصول شرکت تولید کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. So who's going to give me the gen on what's been happening while I've been away?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پس کی می‌خواد به من اجازه بده در حالی که من از اینجا دور بودم چه اتفاقی افتاده؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پس چه کسی به من می گوید که چه اتفاقی افتاده است؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Clinton looked on as retired Army Gen.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کلینتون به عنوان سپهبد بازنشسته ارتش نگاه کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کلینتون به عنوان ژنرال ارتش بازنشسته نگاه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Perhaps Gen Pinochet's detention was a factor in the recent triumph of the social democrats there.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شاید بازداشت ژنرال پینوشه یک عامل در پیروزی اخیر دموکرات‌ها در آنجا بوده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شاید بازداشت ژن پینوشه عامل اصلی پیروزی اخیر سوسیال دموکراتها در آنجا بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Gen. Khan Aqa, deputy head of state security, was killed by a car bomb in Kabul on Nov.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در ماه نوامبر، ژنرال خان آقا، معاون امنیت ایالتی، در اثر انفجار یک اتومبیل بمب‌گذاری‌شده در کابل کشته شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ژنرال خان آقا، معاون امنیت ملی، در ماه نوامبر با یک بمب خودرو در کابل کشته شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. While the implacable opposition of Gen Aoun is the main obstacle in his path, there are plenty of other difficulties.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]درحالیکه مخالفت سرسختانه ژنرال Aoun مانع اصلی در مسیر او است، مشکلات دیگری نیز وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در حالی که مخالفت مبهم ژن آونن مانع اصلی در مسیر اوست، مشکلات فراوانی وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The Army also remembers how Marine Corps Gen.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ارتش همچنین به خاطر می‌آورد که چگونه سربازان نیروی دریایی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ارتش نیز به یاد می آورد که چگونه ژنرال سپاه دریایی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Gen Jaruzelski's defence lawyers first filed a motion requesting more evidence from prosecutors before charges were laid.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وکلای دفاع ژنرال Jaruzelski ابتدا یک حرکت ارائه کردند و درخواست کردند که مدارک بیشتری از دادستان‌ها قبل از اینکه اتهاماتی مطرح شود ارائه دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ابتدا وکلای مدافع ژنرال جاروزلسکی، پیش از اتهامات وارده، خواستار مدارک بیشتری از دادستان شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Three days after the poll, Gen Noriega annulled the elections.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سه روز پس از رای‌گیری، ژنرال نوریگا انتخابات را باطل کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سه روز پس از انتخابات، ژنرال نوریگا انتخابات را لغو کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. My Gen X adolescence flashed before my eyes like a flip book of fuzzy Polaroids.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در مقابل چشم‌های من، مثل یک ورق ورق of گنگ، برق می‌زد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جنس من جنس نر سالخورده من قبل از چشم من مانند یک کتاب تلنگر از Polaroids فازی چشمک زد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی عبارات مرتبط با gen به فارسی

ماده ی زاده شده یا تولید شده به طرز بخصوص [-gene) [pathogen هم می نویسند)، پسوند (اسم ساز):، زا، - آور، مولد، زاینده [hydrogen]
مخفف: (ارتش) آجودانی کل، آجودانی، اداره ی پرسنل
مخفف: (امریکا) دادستان کل
مخفف: brigadier general
مخفف: سپهبد

معنی کلمه gen به انگلیسی

gen
• general information (slang)
• if you say someone has the gen on something, you mean that they have all the information about it; an informal word.
• note that gen. is a written abbreviation for `general'; used to indicate a person's rank in the armed forces.
• if you gen up on something, you find out as much information as possible about it.
maj• gen
• high military rank; rank in the u.s. military that is above brigadier general and below lieutenant general; officer who holds the rank of major general

gen را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی gen

من ١٧:٢٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢٦
مرض
|

ebitaheri@gmail.com ٢٢:٠٥ - ١٣٩٨/٠٢/١٣
[زیست‌ و نژادشناسی]

رگ ، رگه
|

پیشنهاد شما درباره معنی gen



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی gen
کلمه : Gen
املای فارسی : ژانت
اشتباه تایپی : لثد
عکس Gen : در گوگل


آیا معنی gen مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )