برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1290 100 1

generic

/dʒəˈnerɪk/ /dʒɪˈnerɪk/

معنی: عمومی، جنسی، کلی، نوعی، وابسته به تیره
معانی دیگر: وابسته به یک نوع یا طبقه ی بخصوص، تیره ای، گروهی، (در مورد اجناسی که در سوپرمارکت ها می فروشند) بدون علامت تجارتی، بدون مارک، (زیست شناسی) وابسته به جنس (گیاه یا حیوان)، اسم عام، عام

بررسی کلمه generic

صفت ( adjective )
(1) تعریف: of, concerning, or applying to all elements of a particular class.
متضاد: special, specific
مشابه: general, universal

- Feathers are a generic feature of birds.
[ترجمه ترگمان] Feathers یک ویژگی عمومی پرندگان هستند
[ترجمه گوگل] پرها یک ویژگی عمومی پرندگان هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: of or concerning a biological genus.

(3) تعریف: produced or sold without a brand name.

- Packaging for generic products is very plain.
[ترجمه ترگمان] بسته‌بندی برای محصولات عمومی خیلی ساده است
[ترجمه گوگل] بسته بندی برای محصولات عمومی بسیار ساده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(4) تعریف: of drugs, prescribed or described by chemical name and not by brand.

- Generic drugs are less expensive than brand-name drugs.
[ترجمه ترگمان] داروهای عام ارزان‌تر از داروهای نام برند هستند
[ترجمه گوگل] ...

واژه generic در جمله های نمونه

1. generic noun
(زبان‌شناسی) اسم جنس

2. Parmesan is a generic term used to describe a family of hard Italian cheeses.
[ترجمه ترگمان]Parmesan اصطلاحی عام است که برای توصیف خانواده‌ای از پنیرهای سخت ایتالیایی به کار می‌رود
[ترجمه گوگل]پارمسان یک اصطلاح عمومی است که برای توصیف یک خانواده از پنیر ایتالیایی سخت استفاده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The new range of engines all had a generic problem with their fan blades.
[ترجمه ترگمان]دامنه جدید موتورها همه دارای یک مشکل عمومی با پره‌های پنکه بود
[ترجمه گوگل]طیف وسیعی از موتورها همه با مشعل فن خود یک مشکل عمومی داشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Fine Arts is a generic term for subjects such as painting, music and sculpture.
[ترجمه ترگمان]هنرهای زیبا یک واژه عمومی برای موضوعاتی مانند نقاشی، موسیقی و مجسمه‌سازی است
[ترجمه گوگل]هنرهای زیبا یک اصطلاح عمومی برای موضوعاتی مانند نقاشی، موسیقی و مجسمه سازی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The Latin term " Vulpes " is the ...

مترادف generic

عمومی (صفت)
common , general , universal , rife , exoteric , popular , public , generic , prevailing , encyclical , overt
جنسی (صفت)
sexual , generic , gamic , sex , of kind
کلی (صفت)
material , total , general , universal , generic , generalized
نوعی (صفت)
generic , typical
وابسته به تیره (صفت)
generic

معنی عبارات مرتبط با generic به فارسی

(زبان شناسی) اسم جنس

معنی generic در دیکشنری تخصصی

generic
[کامپیوتر] نوع بعدی یک کالا یا دستگاه - ژنریک ، عمومی - مربوط به نوع بعدی یک کالا یا دستگه ( معمولاً توسعه یافته ) .
[برق و الکترونیک] عام ، کلی
[ریاضیات] کلی، عمومی، جنسی، نوعی
[آب و خاک] عام، کلی
[کامپیوتر] تصویر ژیر یک یا عمومی
[آمار] قانونهای اعداد بزرگ یکنواخت عام

معنی کلمه generic به انگلیسی

generic
• general, of or pertaining to a class or kind; of a genus (biology); of goods or medication sold without a brand name
• substance or product sold under generic name (e.g. generic drug); wine that is a mixture of several varieties of grapes and is not named after any specific grape; (american slang) negro, black person
• generic means applying to a whole group of similar things; a formal word.

generic را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نجفی
به صورت محاوره در داروسازی و پزشکی همان ژنریک گفته میشود
مختاری
عام،عمومی
محمدرضا قریشی
(در مورد اجناس و کالاها) فله ای، محصول یا جنس فله ای
کاربر آبادیس
عام و عمومی
فرزانه بخشی
فله ای
محدثه فرومدی
متداول، شایع، فراگیر
to be generic : عمومیت/کلیت داشتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی generic
کلمه : generic
املای فارسی : ژنریک
اشتباه تایپی : لثدثقهز
عکس generic : در گوگل

آیا معنی generic مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )