برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1224 100 1

gentleness


معنی: ملایمت
معانی دیگر: مهربانی، ارامی، لطافت

واژه gentleness در جمله های نمونه

1. He contrasted her brashness unfavourably with his mother's gentleness.
[ترجمه ترگمان]او با ملایمت مادرش را به طور غیر منطقی در میان گذاشت
[ترجمه گوگل]او با ناراحتی مادرش با ناسازگاری او مخالفت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The statue has a gentleness, an ambience, a wistful elegance.
[ترجمه ترگمان]مجسمه نرمی، an، شکوه و شکوه دارد
[ترجمه گوگل]مجسمه دارای تمسخر، محیط، ظرافت عاقلانه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He began to comfort me with such unaccustomed gentleness.
[ترجمه ترگمان]شروع کرد به دلداری دادن من با این مهربانی unaccustomed
[ترجمه گوگل]او شروع به آرام كردن من با چنین ناراحتی غیر عادی كرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He saw a gentleness in Susan.
[ترجمه ترگمان]او مهربانی در سوزان را دید
[ترجمه گوگل]او صمیمیت را در سوزان دید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف gentleness

ملایمت (اسم)
calmness , amenity , gentleness , leniency , mildness , moderation , softness , warmth , lenity , quietness

معنی کلمه gentleness به انگلیسی

gentleness
• tenderness; softness; kindness; moderateness; nobility

gentleness را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مرجان میری لواسانی
نرمی/ ملاطفت/ نجابت
آوا
نجابت
خواهر محسن ابراهیم زاده
لطافت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی gentleness
کلمه : gentleness
املای فارسی : گنتلنس
اشتباه تایپی : لثدفمثدثسس
عکس gentleness : در گوگل

آیا معنی gentleness مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )