برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
get - out - of - the - way

get out of the way

به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سعید صفاری مقدم
شر یه کاری رو کندن(کاری را بانجام/پایان رساندن)
لیلی

به پایان رساندن وتمام کردن یک کار مشکل(از سر راه برداشتن)
to finish doing something, especially something difficult or unpleasant
I can’t wait to get all this housework out of the way
علی ماشا اله زاده
کاری را از سر راه برداشتن (کاری را به انجام رساندن،پایان دادن)
امین جمالی راد
مانع تراشی نکنید. از سر راهش کنار روید.
To stop obstructing or impeding someone; to move out of someone's path
Mohadeseh Nouri 😁
از سر راه کنار رفتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی get out of the way مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )