برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

get stuck

get stuck را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

وحيد شاه قلي
گير كردن ، گير افتادن
کیان
گیر کردن(در ترافیک و شلوغی و ...)
علی حبیبی
مثل خر در گل گیر کردن
melgory
گیر افتادن ، گیر کردن
Definition:be unable to move easily
Be stuck هم میگن.
بهمن
گول خوردن،ضرر کردن
I guess you got stuck on that bargain
arya
بیرون آمدن
Knivht
گیر کرن. بدون حرکت بودن.
reza.s.m
Be unable to move easily
حسین رحمانی
زمین‌گیر شدن، به گِل نشستن
shiva_sisi‌
شروع کنید بهـ انجآم کآرے:))

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی get stuck مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )