برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1283 100 1

give off

/ˈɡɪvˈɒf/ /ɡɪvɒf/

معنی: بیرون دادن
معانی دیگر: درز کردن

واژه give off در جمله های نمونه

1. It requires hard work to give off an appearance of effortlessness.
[ترجمه ترگمان]این کار نیازمند تلاش سخت برای رها کردن ظاهر of است
[ترجمه گوگل]این کار نیاز به کار سختی برای ظاهر زحمت می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Many household products give off noxious fumes.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از محصولات خانگی گازهای سمی را رها می‌کنند
[ترجمه گوگل]بسیاری از محصولات خانوار از گازهای مضر خارج می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The flowers give off a heady scent at night.
[ترجمه ترگمان]شب‌ها عطر تندی به مشام می‌رسد
[ترجمه گوگل]گل ها در شب شادابی عطری دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. That tiny radiator doesn't give off much heat.
[ترجمه ترگمان]این رادیاتور کوچولو حرارت زیادی از آب در نمی‌آورد
[ترجمه گوگل]این رادیاتور کوچک حرارت زیادی را تحمل نمی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف give off

بیرون دادن (فعل)
throw off , ooze , give out , vent , emit , fling , evolve , give off , exhale , exsert

معنی کلمه give off به انگلیسی

give off
• emit; send out

give off را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اکبر منصوری
انتشار (مثلا بو،نور،دود،گاز و...)
حمزه
منتشر کردن
حدیث ایران
از خود بیرون دادن- ساطع کردن
امير
انتشار دادن گاز ،دود،بو،وغيره در هوا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی give off
کلمه : give off
املای فارسی : گیو آاف
اشتباه تایپی : لهرث خبب
عکس give off : در گوگل

آیا معنی give off مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )