برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1329 100 1

giveaway

/ˈɡɪvəˌwe/ /ˈɡɪvəweɪ/

افشای راز، خیانت، افشای غیر عمدی، جایزه یا جنس با تخفیف زیاد (برای جلب مشتری داده می شود)، سو استفاده از زمین و منابع ملی برای سود شخصی، دست بدست دادن عروس و داماد، بخشیدن، فاش کردن، بذل

بررسی کلمه giveaway

اسم ( noun )
(1) تعریف: a word or action that betrays or reveals, usu. unintentionally.

- Her look was a dead giveaway to her feelings.
[ترجمه پرسا] نگاه او احساساتش را لو می‌داد
|
[ترجمه ترگمان] نگاهش به احساساتش لو رفته بود
[ترجمه گوگل] نگاه او معشوق به احساسات او بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a giving away, free or at very low cost, or the thing so given, usu. to promote a product or as a premium or prize.
مشابه: bonus

واژه giveaway در جمله های نمونه

1. The only giveaway was the look of amusement in her eyes.
[ترجمه ترگمان]تنها نشانه سرگرمی در چشمانش بود
[ترجمه گوگل]تنها سخن گفتن، نگاهی به سرگرمی در چشم او بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. There's a giveaway with our magazine next month-a free CD!
[ترجمه ترگمان]ماه آینده، یک بخشش برای مجله ما، یک سی‌دی رایگان وجود دارد!
[ترجمه گوگل]یک ماه پس از عرضه مجله ما یک CD رایگان!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The furniture shop's offering three-piece suites at giveaway prices.
[ترجمه ترگمان]این مغازه مبلمان سه سوئیت در قیمت‌های giveaway ارائه می‌کند
[ترجمه گوگل]فروشگاه مبلمان ارائه سه پکیج سوئیت در قیمت های رایگان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Next week TODAY is celebrating with a great giveaway of FREE garden seeds.
[ترجمه ترگمان]هفته آینده امروز با بخشش عظیمی از دانه‌های باغ آزاد جشن گرفته می‌شود
[ترجمه گوگل]هفته آینده TODAY جشن می گیرد با یک تسبیح بزرگ از دانه های باغ رایگان
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه giveaway به انگلیسی

giveaway
• act of giving something away; free prize, gift, present; betrayal; unintentional disclosure

giveaway را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Ahmad nakhaee
حراج ، حراجی
neda
نشانه
مهدی باقری
نشانه‌‌ی چیزی بودن برای حدس زدن کل قضیه( فکرمیکنم معادلش توی زبان فارسی همون موقعیه که مثلا طرف سیگار کشیده و از چشماش میفهمیم که کشیده و میگیم چشاش ضایع بود، یا زار میزد)
Be a clear/ dead giveaway
He’d been smoking dope; his glazed eyes were a dead giveaway
مهدی باقری
اشانتیون
قیمت ارزان

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی giveaway
کلمه : giveaway
املای فارسی : گیویوی
اشتباه تایپی : لهرثشصشغ
عکس giveaway : در گوگل

آیا معنی giveaway مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )