انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1070 100 1

giving up

تلفظ giving up
تلفظ giving up به آمریکایی تلفظ giving up به انگلیسی

واژه giving up در جمله های نمونه

1. Giving up smoking reduces the risk of heart disease.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ترک سیگار باعث کاهش خطر بیماری‌های قلبی می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ترک سیگار باعث کاهش خطر بیماری قلبی می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Being defeated is often a temporary condition. Giving up is what makes it permanent.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شکست دادن اغلب یک شرط موقتی است تسلیم شدن چیزی است که آن را دائمی می‌سازد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شکست دادن اغلب شرایط موقت است تسلیم شدن چیزی است که آنرا دائمی میکند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Attempt doesn't necessarily bring success, but giving up definitely leads to failure.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تلاش لزوما موفقیت را به ارمغان نمی‌آورد، اما تسلیم شدن قطعا منجر به شکست می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تلاش لازم نیست که موفقیت را به دست آورد، اما قطعا منجر به شکست می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. She had to choose between giving up her job or hiring a nanny.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]باید انتخاب می‌کرد که کارش رو ول کنه یا یه پرستار استخدام کنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او مجبور بود بین دادن کار خود یا استخدام یک پرستار بچه را انتخاب کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. As we were on the point of giving up hope, a letter arrived.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همان طور که می‌خواستیم امیدوار باشیم یک نامه از راه رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همانطور که در نقطه امید قرار گرفتیم، نامه ای وارد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. They defied/flouted/broke with convention by giving up their jobs and becoming self-sufficient.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها با دادن شغل خود و تبدیل شدن به خودکفا، با کنوانسیون مبارزه کردند \/ شکست خوردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها با شكستن شغل خود و كسب كردن خودكارانه، با كنوانسيون مقابله كردند و با شكست مواجه شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The minute you think of giving up,think of the reason why you held on so long .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لحظه‌ای که فکر می‌کنی تسلیم شدی، به این دلیل که چرا این همه مدت نگهش داشتی فکر کن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لحظه ای که فکر می کنید از کنار گذاشتن، فکر می کنم به همین دلیل است که شما تا مدت طولانی برگزار شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. They brainwash people into giving up all their money.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها افراد را شستشوی مغزی داده و همه پولشان را تامین می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها افراد مغزی را می کشند تا همه پول خود را از دست بدهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. When you feel like giving up, remember why you held on so long in the first place.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقتی احساس می‌کنی تسلیم شدی، به خاطر داشته باش که چرا این همه مدت در مکان اول نگهش داشتی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هنگامی که احساس می کنید که از دست دادن، به یاد داشته باشید که چرا شما در طول زمان به مدت طولانی برگزار شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. He was proud of himself for not giving up.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به خود می‌بالید که تسلیم نمی‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او خود را برای اینکه از دست ندهد غرور دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The defeated general showed his submission by giving up his sword.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ژنرال شکست‌خورده تسلیم شد و شمشیرش را رها کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ژنرال شکست خورده با ارسال شمشیر خود، تسلیم شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. I'm not giving up my holiday to suit you, so you can put that in your pipe and smoke it!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من holiday را برای شما آماده نمی‌کنم، بنابراین می‌توانید آن را در پیپ بگذارید و آن را دود کنید!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من از تعطیلات خود راضی نیستم با توجه به شما، بنابراین شما می توانید آن را در لوله خود قرار داده و آن را سیگار کشیدن!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Giving up smoking had a magical effect on his stamina.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رها کردن سیگار، تاثیر جادویی در استقامت او داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ترک سیگار یک اثر جادویی بر استقامت او داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. She had mixed feelings about giving up her job.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اون احساسات قاطی کرده بود که کارش رو ول کنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او احساسات مخوف خود را از دست داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Aren't you chancing your arm a bit giving up a secure job to start up a business?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مگر شما از دست دادن یک کار امن برای شروع یک کار از دست دادن کاری از دست داده‌اید؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا بازوی خود را کمی از دست دادن یک کار امن برای راه اندازی یک کسب و کار ندارید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه giving up به انگلیسی

giving up
• giving way, conceding, despairing

giving up را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

نیلو ٢٠:٢١ - ١٣٩٥/١٢/١٧
در اختیار کسی قرار دادن
|

زهرا ١٧:١٥ - ١٣٩٧/٠٢/٠١
دست کشیدن از
|

دکتر علی ناجی ١٨:٤٧ - ١٣٩٧/٠٥/١٢
ترک کردن
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مرضیه > آرمیلا
یه کسی > Fatty
Mobina > Ride a bicycle
معصومه ع > warmth
فاطمه > آروشا
مرضیه > ابوالفضل
سارا > zealanders
فاطمه > آروشا

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر



آیا معنی giving up مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )