انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 893 100 1

glacier

تلفظ glacier
تلفظ glacier به آمریکایی/ˈɡleɪʃər/ تلفظ glacier به انگلیسی/ˈɡlæsɪə/

معنی: یخچال طبیعی، توده یخ غلتان، یخ رود، برف رود، رودخانه یخ
معانی دیگر: (زمین شناسی) یخرود (در جاهایی که میزان ریزش برف از میزان ذوب آن بیشتر است برف اضافی انباشته می شود و کم کم به صورت رودی از برف و یخ با سرعتی بسیار کم به حرکت در می آید)، یخسار، یخ پهنه، توچال، ی  رود، توده ی  غلتان، رودخانه ی

بررسی کلمه glacier

اسم ( noun )
مشتقات: glaciered (adj.)
• : تعریف: a very large accumulation of ice formed in cold regions from compacted snow and moving very slowly outward or downward on a slope.

- This glacier flows at a rate of eight feet per day.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این یخچال به میزان ۸ فوت در روز جریان دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این یخچالهای طبیعی با سرعت 8 فوت در روز جریان دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه glacier در جمله های نمونه

1. glacier mill
ترجمه تنوره‌ی یخرود،تنوره‌ی یخ پهنه،چاه یخساز

2. glacier snout
ترجمه یخچال‌پوز،دماغه‌ی یخرود

3. a retrograding glacier
ترجمه یخرود در حال پسروی

4. deep fissures in a glacier
ترجمه شکاف‌های ژرف در یخ رود

5. the recession of a glacier
ترجمه پسرفت یخرود

6. the terminus of a glacier
ترجمه پایانگاه یک یخرود

7. rocks which are scored by the movement of the glacier
ترجمه صخره‌هایی که حرکت یخرود آنها را خراشانده است

8. A river or glacier debouches on the plains.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک رودخانه یا کوه یخی در دشت‌ها پرسه می‌زند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رودخانه یا یخچالهای طبیعی در دشتها دبیان
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The best bit was walking along the glacier.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بهترین بیت در حال قدم زدن در امتداد یخچال بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بهترین بت در حال حرکت در امتداد یخچال بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The route up the Wellenkuppe from the glacier follows a wide snow ramp and then scrambles over rock for a while.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مسیر کوه یخی که از کوه یخی بالا می‌رود از یک شیب وسیع برفی پیروی می‌کند و سپس برای مدتی روی سنگ خم می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]راه از Wellenkuppe از یخچال به دنبال رمپ برف گسترده ای است و سپس برای بیش از حد سنگ بیش از سنگ
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. There was 000 feet of descent to the glacier to prepare for.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]۱۰۰۰ فوت آب برای آماده‌سازی برای این یخچال وجود داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای رسیدن به یخچالهای طبیعی، 000 فوت از نزول وجود داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The Stubai glacier is another good bet for summer skiing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یخچال Stubai یک شرط خوب دیگر برای اسکی تابستانی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یخچال Stubai یکی دیگر از شراب خوب برای اسکی تابستان است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Residents of Glacier Bay are complaining about the pollution caused by cruise ships.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ساکنان خلیج یخچال در مورد آلودگی ناشی از کشتی‌های مسافرتی شکایت دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ساکنان خلیجیر خلیج از آلودگی ناشی از کشتی های کروز شکایت دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. It was as tall and cold as a glacier rolling down a valley, crunching trees like matchsticks.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کوه به بلندی کوه یخی بود که روی یک دره غلت می‌خورد و درختان مانند matchsticks را خرد می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این همان ارتفاع و یخچال بود که یخچالهای چوبی را دراز کشید و درختان را مانند چوب کبریت می کشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The glacier dislocated great stones.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کوه یخی سنگ بزرگی را از هم جدا می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یخچال های طبیعی سنگ های بزرگ را از بین می برد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف glacier

یخچال طبیعی (اسم)
glacier
توده یخ غلتان (اسم)
glacier , iceberg , icefall
یخ رود (اسم)
glacier
برف رود (اسم)
glacier
رودخانه یخ (اسم)
glacier

معنی عبارات مرتبط با glacier به فارسی

تنوره ی یخرود، تنوره ی یخ پهنه، چاه یخساز
نام یکی از پارک های ملی آمریکا (در شمال ایالت مونتانا - 4040 کیلومتر مربع)
یخچال پوز، دماغه ی یخرود

معنی glacier در دیکشنری تخصصی

glacier
[عمران و معماری] یخچال - یخچال طبیعی - توده یخ غلطان - روانه یخ
[زمین شناسی] یخچال، یخسار توده ضخیمی از یخ که از تراکم و تبلور دوباره برف در خشکی ایجاد شده و دارای شواهدی از حرکت در گذشته و حال است. الف) توده بزرگ یخی که حداقل بخشی از آن، در اثر تراکم و تبلور مجدد برف روی خشکی تشکیل می شود و به آهستگی در اثر خزش به سمت پایین دامنه یا به علت وزنش در تمام جهات به سمت خارج (از خشکی) حرکت می کند، و تا یک سال باقی می ماند .در این بین یخچال های کوهستانی کوچک بعلاوه صفحات یخ قاره ای و سکوی یخی نیز وجود دارند که در اقیانوس شناورند و بخشی از آنها حاصل از یخ موجود در خشکی می باشد ب) این واژه در آلاسکا برای یخ های دشت سیلابی یا توده ای از یخ زمین بکار برده می شود
[کوه نوردی] یخچال
[آب و خاک] بهمن
[کوه نوردی] بهمن یخچالی
[کوه نوردی] نسیم یخچالی
[آب و خاک] نسیم یخچالی
[کوه نوردی] کِرِم یخچال
[کوه نوردی] برف خستگی ، خستگی یخچالی
[عمران و معماری] سیلاب یخچالی
[عمران و معماری] یخ یخچالی
[عمران و معماری] تنوره یخچالی
[زمین شناسی] آسیاب یخسار ، نورد یخچالی: تنوره یخچالی.
[عمران و معماری] یخچالپوز
[کوه نوردی] یخچال پوز
[کوه نوردی] میز یخچالی
[زمین شناسی] نگره یخچالی
[کوه نوردی] یخچال برهنه
[زمین شناسی] یخچال آبشارمانند یخچالی که از روی یک بستر پرشیب نامنظم عبور می کند و در نتیجه از یخشکاف های متعددی می گذرد، که در ظاهر شبیه جریان آبشاری cascading می باشد. مقایسه شود با: icefall.
[زمین شناسی] یخچال واریزه یک مترادف غیر متعارف برای یخچال واریزه:drift glacier.
[زمین شناسی] یخچال دیواره چینی یک اصطلاح با استفاده بسیار نادر برای یک ورقه یخ، مانند امتداد ساحل گرینلند، که جبهه آن عمودی یا حتی صخره آویزان می باشد.
[زمین شناسی] سیرک یا یخسار چالگاهی یخساری که فرورفتگی های کاسه ای شکل دامنه کوه را می پوشاند.
[زمین شناسی] یخسار دیواره ای یک یخسار کوتاه که فرورفتگی یا کنج یا گودال بر روی یک شیب تند را اشغال می کند و به دره نمی رسد، مانند یک یخسار نشسته بر روی ستیغ مجاور یک پرتگاه. مقایسه شود با یخسار آویزان. مترادف نامناسب: یخسار قرنیزی.
[زمین شناسی] یخچال سرد ، یخچال قطبی.
[زمین شناسی] یخچال دره مرکب یخچالی که از دو یا چند یخسار دره ای منفرد ساخته شده که از دره های فرعی منشعب شده اند.
[زمین شناسی] یخچال قاره ای الف) یخچالی با ضخامت قابل توجه که بطور کامل یک ناحیه وسیع از یک قاره یا ناحیه ای با مساحت حداقل 50000 کیلومتر مربع را می پوشاند و برجستگی سطح زیرین را مخدوش می کند، مانند صفحات یا ورقه های یخ پوشاننده قطب جنوب و گرینلند. نیز ببینید: یخ جزیره ای. مترادف: یخ پهنه یا صفحه یخ قاره ای، یخ قاره ای، یخ پهنه یا صفحه یخ. ب) هر یخچالی درون یک محیط آب و هوایی (مخالف یک محیط کرانه ای یا ساحلیَ) قاره ای. این استفاده توصیه شده نمی باشد.
[زمین شناسی] یخچال قرنیزی یک مترادف نامناسب برای یخچال صخره ای.

معنی کلمه glacier به انگلیسی

glacier
• very large mass of ice formed through the gradual accumulation of snow in high cold regions
• of an glacier, like a glacier
• a glacier is a huge mass of ice which moves very slowly, often down a mountain valley.

glacier را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی glacier

مازیار ١٢:٤٣ - ١٣٩٧/٠٤/١٨
یخچال طبیعی، که در مناطق یخبندان شکل می گیرد.
|

ebitaheri@gmail.com ١٤:٠٤ - ١٣٩٨/٠٢/١٨
پهنه یخی

یخ‌گستره ، گستره یخی
|

پیشنهاد شما درباره معنی glacier



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی glacier
کلمه : glacier
املای فارسی : گلکیر
اشتباه تایپی : لمشزهثق
عکس glacier : در گوگل


آیا معنی glacier مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )