برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1332 100 1

glazed

واژه glazed در جمله های نمونه

1. glazed clay vases
گلدان‌های سفالی و لعاب‌دار

2. glazed cookies
نان شیرینی شکر اندود

3. glazed paper
کاغذ براق

4. glazed tile
آجر کاشی

5. the glazed eyes of the dying patient
چشمان بی‌حالت و غبار گرفته‌ی مریض در حال مرگ

6. Doctors with glazed eyes sat chain-smoking in front of a television set.
[ترجمه ترگمان]پزشکان با چشمان شیشه‌ای پشت یک دستگاه تلویزیون نشسته بودند و سیگار می‌کشیدند
[ترجمه گوگل]پزشکان با چشم های شیشه ای در کنار یک مجموعه تلویزیونی سیگار زدن سیگار می کشیدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He glazed the windows.
[ترجمه ترگمان]پنجره را باز کرد
[ترجمه گوگل]او پنجره ها را لرزاند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. With a glazed stare she revived for one last instant.
[ترجمه ترگمان]برای آخرین لحظه جان سالم به در برد
[ترجمه گوگل]با یک نگاه شیشه ای، او برای آخرین لحظه زنده شد ...

معنی کلمه glazed به انگلیسی

glazed
• covered with a glaze; glassy; expressionless, lifeless
• if someone's eyes are glazed, their expression is dull or dreamy, because they are tired, bored, or affected by drink or drugs.
• if pottery is glazed, it is covered with a thin layer of a hard shiny substance.
• a glazed window or door has glass in it.
• see also glaze.
glazed eyes
• eyes marked by rigidity of expression, eyes grimly set, expressionless eyes, glassy eyes
glazed paper
• paper with a glossy finish, shiny paper

glazed را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محسن
دونات با روکش شکر یا
نان شیرین شکر اندود

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی glazed مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )