برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1279 100 1

glowing

/ˈɡloʊɪŋ/ /ˈɡləʊɪŋ/

تابان، تابنده، تاب امده، برافروخته، فروزان، داه

واژه glowing در جمله های نمونه

1. the coal is glowing
زغال گرفته است (زغال سرخ شده است).

2. the meat was roasted over glowing coals
گوشت بر روی زغال گرفته بریان شد.

3. The media has been speaking in glowing terms of the relationship between the two countries.
[ترجمه ترگمان]رسانه‌ها درباره روابط میان دو کشور سخن می‌گویند
[ترجمه گوگل]رسانه ها در شرایط درخشان از رابطه بین دو کشور سخن گفته اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. In her speech, she paid a glowing tribute to her predecessor.
[ترجمه ترگمان]در گفتار او ادای احترام به predecessor را پرداخت
[ترجمه گوگل]او در سخنرانی خود به ادای احترام به سلف خود پرداخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The western sky was glowing pink.
[ترجمه ترگمان]آسمان غرب سرخ بود
[ترجمه گوگل]آسمان غربی صورتی درخشان بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. I've had glowing reports from Neil about your work.
...

معنی کلمه glowing به انگلیسی

glowing
• burning; gleaming, luminous, radiant; passionate, fervent, enthusiastic
• a glowing description of someone or something praises them very highly.
glowing ember
• small live coal, fragment of smoldering coal or wood from a fire

glowing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رئیس علی دلواری
پر از تحسین - پر از تمجید
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
glowing report/account/description etc
a report etc that is full of praise
amirrp
پر از شور و شعف
phalange
تحسین برانگیز

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی glowing
کلمه : glowing
املای فارسی : گلوینگ
اشتباه تایپی : لمخصهدل
عکس glowing : در گوگل

آیا معنی glowing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )