برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1357 100 1

go away

/goʊ əˈweɪ/ /gəʊ əˈweɪ/

واژه go away در جمله های نمونه

1. Diseases come on horseback, but go away on foot.
[ترجمه محسن اسماعیلی] بیماری ها به سرعت می آیند و به آهستگی می روند
|
[ترجمه ترگمان]بیماری‌ها با اسب می‌ایند، اما پیاده می‌روند
[ترجمه گوگل]بیماری ها بر روی اسب سواری می آیند، اما پای پیاده روی می روند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Agues come on horseback but go away on foot.
[ترجمه ترگمان]agues سوار اسب می‌شوند، اما پیاده می‌روند
[ترجمه گوگل]دندان ها بر روی اسب می آیند، اما پا می گذارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Misforunes come on horseback and go away on foot.
[ترجمه ترگمان]Misforunes سوار اسب می‌شوند و پیاده می‌روند
[ترجمه گوگل]Misforunes بر روی اسب سواری می آیند و پا را می گذارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Mischiefs come by the pound and go away by ...

معنی کلمه go away به انگلیسی

go away
• remove oneself, leave, depart

go away را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Atrin
ناپدید شدن
آرمان محمدپور
گمشو ، برو بیرون ، از اینجا برو
رضا
گمشو،برو،ازاین جابرو
شروین
ناپدید شدن
سبحان
از بین رفتن
در جمله زیر:
Actue pain usually goes away as the injury gets better.
علی افراسیابی
دور شدن ، کنار رفتن ، ناپدید شدن ، ترک کردن
امیرحسین
go (went) away
رفتن
negah
رفتن -ترک کردن
کیان
1- ترک کردن کسی یا جاییGo away and leave me alone

2- سفر کردن یا مسافرت رفتن
We’re going away for the weekend

3- make him go away این رو از اینجا ببرید
Sadegh
به یه جایه دیگه رفتن
ملینا
رفتن
تدک کردن
از نظر ناپدید شدن
Mobin_umbra
دور شدن
Sadaf
دور شدن،گمشو،از اینجا برو،ترک کردن
مرجان میری لواسانی
کنار زدن
به کنار راندن
ارغوان
برو پی کارت
اروشا
برو بیرون،بیرون رفتن،محوشدن و...
Fwti
برو بیرون ،محل رو ترک کن ،نا پدید شدن و...
مینا
مسافرت رفتن
احمدرضا
از بین رفتن
حنانه
از این جا برو
fm
تحت لفظی گمشو
مرجان
برو ازاینجا
ghazal
گمشو بیرون
H
رفتن
faran
از مد افتادن
Yivf
نا پیدا شدن نه گمشو گمشو حرف نا مناسبی است برای معنی کلمه ای
_ihwasti
برو ،گمشو ،
کیاسالار
قطع شدن خاموش کردن
لیلا
از بین رفتن مثلا بو
mahoor
بزن به چاک
دورشو
a.r
to leave, as when starting from home on holiday
to leave for a period of time
sana
به نظر من
. برو
. از اینجا برو
.گمشو بیرون!!
sana
به نظر من برو گمشو از اینجا برو
#Aroosh
ناپدید شدن در صورت فعل بودن(V)
فرزاد ک پ
to leave a place: ترک یک محل:

Go away and leave me alone!برو و من را ترک کن​
to leave your home in order to spend time somewhere else, usually for a holiday:
برای ترک خانه خود به منظور صرف زمان در جایی دیگر، معمولا برای تعطیلات
:We usually go away for the summer.ما معمولا تابستان می رویم خارج از خانه(سفر)
.He goes away on business a lot. او سفرهای تجاری زیادی میرود.
فرزاد ک پ
go away مترادف to disappear:ناپدید شدن
It was weeks before the bruises went away.چند هفته قبل بود که کوفتگی(کبود شدگی ها) از بین رفتن(ناپدید شدند)
میلاد علی پور
تمام شدن، به پایان رسیدن
ایما محسنی
گورتو گم کن
شهرام
بزن به چاک
Pinar
disappear
mohadeseh and mohsen
گمشو یا برو بیرون
حمیده
برو گمشو
ناپدید شدن
بزن به چاک
دور شو
🤗🤗🤗
معنی موادبانه برو دور شو
مینا
برو بابا ,گمشو
Matin
رفتن، ترک کردن
فرزام زمانی
معنی ادبی (دور شو!)😊🤓
معنی بی ادبی(گم شو!)😡😛
Amir
سیکتو بزن ،برو بیرون ، گم شو(مادر کوسه)
NeginNk
She went away to college
او یکجای دیگه ای رفت کالج
میثم پیرحیاتی
لو رفتن، درز کردن
i won't it go away
نمیخوام موضوع جایی درز کنه
Ramin
برو پی کارت
Shirinbahari
ناپدید شدن یا از بین رفتن مشکلی یا حس بدی
D
دور شدن
ZAJRA
تعطیلات داشتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی go away مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )