برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1326 100 1

go in for


(عامیانه) عادت داشتن، کردن

واژه go in for در جمله های نمونه

1. Are you planning to go in for the 100 metres race?
[ترجمه eli.zk] آیا برای رقابت در مسابقه دو صد متر برنامه ریزی میکنی؟
|
[ترجمه ترگمان]آیا برای مسابقه ۱۰۰ متر برنامه‌ریزی می‌کنید؟
[ترجمه گوگل]آیا شما در حال برنامه ریزی برای رفتن به مسابقه 100 متر هستید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. They go in for tennis and bowls.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها برای تنیس و کاسه دست و پنجه نرم می‌کنند
[ترجمه گوگل]آنها برای تنیس و کاسه ها می روند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I go in for stamp collecting and judo.
[ترجمه ترگمان] من میرم تمبر جمع کنم و جودو بعدش عوض کنم
[ترجمه گوگل]من برای جمع آوری تمبر و جودو وارد می شوم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. They wanted me to go in for film work.
...

معنی کلمه go in for به انگلیسی

go in for
• dedicate time to, show an interest for; engage in, take part in

go in for را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Sahar azizi
داوطلب چیزی شدن
eli.zk
Enjoy
Compete
🌠MM93🌠
شرکت کردن،پرداختن به،مشغول شدن به
سید محمود حسینی
حمایت کردن،طرفداری کردن
انتخاب شغل یا حرفه
مهدی باقری
به چیزی علاقه داشتن به عنوان سرگرمی
She doesn't go in for team sports

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی go in for
کلمه : go in for
املای فارسی : گو این فور
اشتباه تایپی : لخ هد بخق
عکس go in for : در گوگل

آیا معنی go in for مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )