برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1210 100 1

go off at a tangent


(تفکر یا روال کار و غیره) ناگهان تغییر جهت دادن، کج رفتن

واژه go off at a tangent در جمله های نمونه

1. He never sticks to the point but keeps going off at a tangent.
[ترجمه ترگمان] اون هیچ وقت به اصل مطلب اشاره نمیکنه ولی یه تماس ازش میگیره
[ترجمه گوگل]او هرگز به نقطه ای نرسیده، اما در یک مماس نگه می دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. One moment the professor is working hard on a problem in physics, the next he's gone off at a tangent and he's talking about bees.
[ترجمه ترگمان]یک لحظه، استاد بر روی مشکلی در فیزیک کار می‌کند، بعد با یک مماس بر می‌گردد و او در مورد زنبورها صحبت می‌کند
[ترجمه گوگل]یک لحظه استاد کار سختی را بر روی یک مشکل در فیزیک کار می کند، بعد او را در یک مماس رها می کند و او درباره زنبورها صحبت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The conversation went off at a tangent.
[ترجمه ترگمان]گفت و گو خاموش شد
[ترجمه گوگل]مکالمه در یک مماس انجام شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It's hard to get a firm decision out of him - he's always going off at a tangent.
[ترجمه ترگمان] ...

به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی go off at a tangent
کلمه : go off at a tangent
املای فارسی : گو آاف آات ا تنگنت
اشتباه تایپی : لخ خبب شف ش فشدلثدف
عکس go off at a tangent : در گوگل

آیا معنی go off at a tangent مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )