انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1070 100 1

go out

تلفظ go out
تلفظ go out به آمریکایی/ˈɡoʊˈaʊt/ تلفظ go out به انگلیسی/ɡəʊaʊt/

معنی: خاموش شدن، دست کشیدن از، بیرون رفتن، چاپ یا منتشر شدن، اعتصاب کردن
معانی دیگر: 1- خاموش شدن، 2- از مد افتادن 3- معاشرت کردن، رفت و آمد داشتن، ددری بودن

بررسی کلمه go out

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to stop burning.

- It's cold because the fire went out.
ترجمه کاربر [ترجمه علیرضا] هوا سرده چون آتش خاموش شد
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] هوا سرده چون آتش خاموش شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این سرد است زیرا آتش خاموش شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه go out در جمله های نمونه

1. What is bred in the bone will not go out of the flesh.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چیزی که در استخوان وجود دارد از گوشت بیرون نمی‌رود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنچه در استخوان به وجود می آید، از گوشت خارج نخواهد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. We'll go out when the rain is over.
ترجمه کاربر [ترجمه علیرضا] وقتی که باران قطع شد ما میرویم
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقتی باران تمام شود از خانه بیرون خواهیم رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وقتی باران برود، می رویم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. We can go out if you like.
ترجمه کاربر [ترجمه سجاد مصلحی] اگر تو دوست داری،مامی تونیم بریم بیرون.
|

ترجمه کاربر [ترجمه علی] اگر تو دوست داشته باشی می توانیم بیرون برویم.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر مایل باشید، می‌توانیم برویم بیرون
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما می توانیم اگر دوست داریم بیرون برویم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The student left the university to go out into the world and find himself.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دانش آموزان دانشگاه را ترک کردند تا به دنیا بروند و خود را پیدا کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دانشآموز دانشگاه را ترک کرد تا به جهان بیاید و خودش را پیدا کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. If u're free, why don't we go out tonight?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگه تو آزاد باشی، چرا امشب بیرون نریم؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر شما آزاد هستید، چرا ما امشب نمی رویم؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Don't go out in the rain.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تو باران نرو
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در باران بیرون بیایید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. We were getting ready to go out.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]داشتیم آماده می‌شدیم که بریم بیرون
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما آماده بودیم بیرون برویم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. You can't go out without any shoes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تو نمی‌توانی بدون کفش بیرون بروی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما نمی توانید بیرون بیایید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. We may go out next Sunday, but that depends.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ممکن است یکشنبه آینده بیرون برویم، اما این به آن بستگی دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ممکن است ما یکشنبه آینده برویم، اما این بستگی دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. So, when do u want to go out with me?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خب، کی میخوای با من بیای بیرون؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بنابراین، وقتی می خواهید با من بیرون بیایید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The weather is not fit to go out.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هوا برای بیرون رفتن مناسب نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آب و هوا مناسب نیست بیرون بیاید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Remind me to phone Alan before I go out.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یادم بنداز قبل از اینکه بیام بیرون به \"آلن\" زنگ بزنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یادآوری کنم قبل از رفتن به آلان تلفن کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. I suggest we go out to eat.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پیشنهاد می‌کنم بریم غذا بخوریم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من پیشنهاد می کنم بیرون غذا بخوریم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Do you want to go out or stay home?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]میخوای بری بیرون یا خونه بمونی؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا می خواهید بیرون بروید یا در خانه بمانید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف go out

خاموش شدن (فعل)
snuff , be silent , keep silence , die out , go out , remain silent
دست کشیدن از (فعل)
leave , quit , discard , go out , give over , surcease , disaccustom , knock off , leave off
بیرون رفتن (فعل)
go off , go out
چاپ یا منتشر شدن (فعل)
go out
اعتصاب کردن (فعل)
walk out , strike , go out , picket

معنی عبارات مرتبط با go out به فارسی

(شرکت و مغازه و غیره) تعطیل شدن (برای همیشه)
تعمدا کاری را انجام دادن، کوشیدن، فعالیت فوق العاده کردن
هیس هیس کنان (یا با صدای فس) از چیزی خارج شدن (مثل باد از بادکنک سوراخ)

معنی کلمه go out به انگلیسی

go out
• exit; be turned off (light); (his back) was thrown out; strike
go out like a light
• fall asleep immediately; lose consciousness, faint
go out of fashion
• become no longer fashionable
go out of one's way
• inconvenience oneself to do something, bother or trouble to do something
go out to work
• go work outside the home
go out with
• date someone; spend time with, have fun with
to go out
• go outdoors, leave, exit

go out را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

abolshah ١٤:٥١ - ١٣٩٦/٠٦/١٥
شروع ارتباط عاشقانه
|

Homa ١٨:٢٤ - ١٣٩٦/١١/٠٧
درمورد جذر و مد :پایین رفتن
|

علی ١٢:٢٤ - ١٣٩٦/١٢/٢٥
ارسال شد
|

دکتر علی ناجی ١٠:١١ - ١٣٩٧/٠٥/٢٩
رابطه عاشقانه ( دوست دختری ، دوست پسری ) با کسی داشتن
که می توان متضادش ، کلمه fall out اشاره کرد که به معنی جدا شدن است
|

Alp arsalan ١٣:٣٠ - ١٣٩٧/٠٦/٢٥
دوست دختر یا دوست پسر داشتن
|

ایما ١١:٣٣ - ١٣٩٧/٠٩/٠٨
خاموش شدن یا از کار افتادن
|

نیکنام ٢٢:١٥ - ١٣٩٧/١١/٢٦
راهی شدن
|

Dayana ١٤:٥٤ - ١٣٩٧/١٢/٠٢
بیرون رفتن(با دوست)
|

Aryan ١٣:٠٤ - ١٣٩٧/١٢/٠٥
Have somebody as a boyfriend or girlfriend
|

Sepi ١٤:١٠ - ١٣٩٨/٠٢/٠٦
Live with out sth or sb
بدون
|

سید حسن موسوی متقی ١٢:١٠ - ١٣٩٨/٠٦/٠٦
برای برق ، قطع شدن
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

وحید طاهری > المان
پریسا > financial transaction
رضا > hip hop
پارسا > واج ارایی
احسان > Dire consequences
اروشا > آروشا
امین جهانگرد > is that so
رامین سعیدی > رامین

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی go out
کلمه : go out
املای فارسی : گو آوت
اشتباه تایپی : لخ خعف
عکس go out : در گوگل


آیا معنی go out مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )