برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1273 100 1

go through the motions


از روی عادت یا رسم ولی بدون اشتیاق کاری را کردن، رفع تکلیف کردن

واژه go through the motions در جمله های نمونه

1. The authorities occasionally go through the motions of clamping down.
[ترجمه ترگمان]مقامات گاهی اوقات حرکات مهار کردن را انجام می‌دهند
[ترجمه گوگل]مقامات گاهی اوقات از طریق حرکت به سمت پایین حرکت می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The choice that is left is to go through the motions either with counterfeit conviction, or with subversion and disdain.
[ترجمه ترگمان]انتخابی که باقی می‌ماند این است که با محکومیت جعلی، یا با براندازی و اهانت انجام شود
[ترجمه گوگل]انتخابی که باقی مانده است این است که از طریق حرکات یا با اعتقادات تقلبی، یا با سوء قصد و ناسزا، از طریق حرکات حرکت کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We just give up and go through the motions and we let our negativity harden inside us.
[ترجمه ترگمان]ما فقط تسلیم می‌شویم و حرکت می‌کنیم و اجازه می‌دهیم که منفی‌ها در درون ما سفت شوند
[ترجمه گوگل]ما فقط از حرکات رها شده ایم و اجازه می دهیم که نگرانی ما درون ما تشدید شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Still others go through the motions but without any real desire to im ...

معنی کلمه go through the motions به انگلیسی

go through the motions
• execute perfunctorily, do in a cursory or superficial manner, execute in a routine manner

go through the motions را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میثم کنعانی
انجام کاری بدون اشتیاق یا تعهد، وانمود کردن،
هادی سلیمی
انجام کار یا گفتن حرفی به صورت سرسری، بی مبالاتی کردن
مهرشاد
از درد مجبوری کاری را انجام دادن
از سر اجبار کاری را انجام دادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی go through the motions
کلمه : go through the motions
املای فارسی : گو تهروق تاه متینس
اشتباه تایپی : لخ فاقخعلا فاث ئخفهخدس
عکس go through the motions : در گوگل

آیا معنی go through the motions مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )