برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1232 100 1

goof

/ˈɡuːf/ /ɡuːf/

معنی: شخص احمق و کودن، ادم ساده، خیط و پیت کردن، خطا کردن، از کار طفره رفتن
معانی دیگر: اشتباه کردن، (عامیانه) گاف کردن، (معمولا با: off یا around) اتلاف وقت کردن، وظیفه نشناسی کردن، ول گشتن، آدم ساده لوح، آدم خر، آدم زودباور، اشتباه (احمقانه)، گاف، سهو

بررسی کلمه goof

اسم ( noun )
(1) تعریف: (informal) a foolish mistake; blunder.
مشابه: blooper, blunder

(2) تعریف: a foolish or stupid person.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: goofs, goofing, goofed
• : تعریف: (informal) to make a mistake; blunder.
مشابه: blunder, err, fault, foul up, mistake, slip
فعل گذرا ( transitive verb )
عبارات: goof off, goof around
• : تعریف: (informal) to do (something) in a poor or foolish manner; fail at (often fol. by up).
مشابه: muff

واژه goof در جمله های نمونه

1. instead of studying he used to goof off
به جای مطالعه اوقات خود را به بطالت می‌گذراند.

2. Sorry, that was a bit of a goof on my part!
[ترجمه ترگمان] ببخشید، این یه اشتباه از طرف من بود
[ترجمه گوگل]با عرض پوزش، این کمی از من بود از من بخشی!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. But was it, in fact, a hideous goof?
[ترجمه ترگمان]اما در واقع، یه اشتباه زشت بود؟
[ترجمه گوگل]اما در حقیقت، این یک غم و اندوه بود؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The goof could cost the city $5 million.
[ترجمه ترگمان]این کار باعث می‌شود که این شهر ۵ میلیون دلار هزینه در بر داشته باشد
[ترجمه گوگل]گاف می تواند به 5 میلیون دلار هزینه داشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. I made a real goof by forgetting his name.
[ترجمه ترگمان]یه اشتباه واقعی کردم که اسمش رو فراموش کردم
[ترجمه گوگل]با فراموش کردن اسم من یک قافیه واقعی ساختم
[ترجمه شما] ...

مترادف goof

شخص احمق و کودن (اسم)
goof
ادم ساده (اسم)
innocent , goof , lamb
خیط و پیت کردن (فعل)
founder , flush , bring out , muff , rouge , goof , spin , snow under
خطا کردن (فعل)
mistake , overshoot , miss , sin , make an error , bungle , goof , err
از کار طفره رفتن (فعل)
goof

معنی عبارات مرتبط با goof به فارسی

آدم از زیر کار دررو، آدم بیکاره، آدم وقت تلف کن
سوتی دادن

معنی کلمه goof به انگلیسی

goof
• (slang) stupid person, fool; stupid mistake, blunder
• (slang) make a stupid mistake, make a mess of; waste time; act in a playful or foolish manner
• if you goof, you make a foolish mistake; an informal word.
• a goof is a foolish person, especially someone who is easily deceived; used in american english; an informal word.
• when someone goofs off, they waste time.
goof off
• lazy person, irresponsible person (american slang)
• (american slang) be lazy; do nothing (e.g.: "during the school break i am planning to stay home and goof off")
goof up
• error, blunder, mistake

goof را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجید
سوتی دادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی goof
کلمه : goof
املای فارسی : گوف
اشتباه تایپی : لخخب
عکس goof : در گوگل

آیا معنی goof مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )