برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1287 100 1

granular

/ˈɡrænjələr/ /ˈɡrænjʊlə/

معنی: دارای دانه های ریز، دانه دانه
معانی دیگر: شامل دانه یا حبه، دانه دار، دانه مانند، حبه مانند، دانه ای

بررسی کلمه granular

صفت ( adjective )
مشتقات: granularly (adv.), granularity (n.)
(1) تعریف: made up of, containing, or resembling small particles or grains.

(2) تعریف: having a surface that appears to be made up of small particles or grains; grainy.

واژه granular در جمله های نمونه

1. The substance is hard and granular.
[ترجمه ترگمان]ماده سخت و دانه‌دانه است
[ترجمه گوگل]ماده سخت و دانه ای است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Granulites are like their textural equivalents, granular igneous rocks, in being mosaics of interlocking crystals of roughly equal size.
[ترجمه ترگمان]Granulites شبیه به معادل‌های textural خود هستند و سنگ‌های آذرین دانه‌دانه نیز در mosaics با ابعاد تقریبا برابر قرار دارند
[ترجمه گوگل]گرانولیت ها مانند معادلات بافتی خود، سنگ های آذرین گرانولی هستند، که در آن موزاییک های بلورهای متقارن تقریبا مساوی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. If overheated it will become granular, so spoiling the delicate texture of the truffles.
[ترجمه ترگمان]اگر بیش از حد گرم شده، دانه‌دانه خواهد بود، پس بافت ظریف of ها را خراب خواهد کرد
[ترجمه گوگل]اگر بیش از حد گرم شود، تبدیل به دانه می شود، بنابراین بافت ظریف ترفون خراب می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The real thing is granular, not powdery.
[ترجمه ترگمان]چیز واقعی د ...

مترادف granular

دارای دانه های ریز (صفت)
granular
دانه دانه (صفت)
granular

معنی عبارات مرتبط با granular به فارسی

یخدانه (نوعی برف که از ذرات منجمد آب تشکیل شده و مثل برف پولک شکل و پنبه مانند نیست)، برف یخ زده (برفی که کمی آب شده و دوباره یخ بسته است)

معنی granular در دیکشنری تخصصی

granular
[شیمی] دانه ای
[عمران و معماری] دانه ای
[زمین شناسی] دانه ای
[ریاضیات] دانه ای، مدور، هسته ای، دانه دار
[پلیمر] دانه ای
[آب و خاک] دانه دانه ای
[زمین شناسی] فرسایش پوست پیازی دانه ای ، تخریب دانه ای.
[زمین شناسی] یخ دانه ای یخی که از بلورهای کوچک در اندازه های مختلف که دارای اشکال تقریباً گرد شده مانند ذرات ماسه هستند، تشکیل شده است.
[نفت] سنگ آهک دانه یی
[عمران و معماری] مصالح دانه دار - مواد دانه ای
[زمین شناسی] مصالح دانه دار -مواد دانه ای
[عمران و معماری] استخوانبندی دانه ای
[زمین شناسی] خاک دانه ای
[عمران و معماری] ساختمان دانه ای
[خاک شناسی] ساختمان دانه ای
[زمین شناسی] گرانولار دگرریخت رجوع شود به xenomorphic.
[خاک شناسی] کوددانه ای
[زمین شناسی] ریزدانه میکروگرانولار (آذرین).
...

معنی کلمه granular به انگلیسی

granular
• consisting of granules; grainy; coarse; resembling grain
• something that is granular is composed of a lot of granules, or has the texture or appearance of being composed of a lot of granules; a formal word.

granular را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ياسمن
دانه اي
حسام
ریزِ جزئیات
زهرا
granular description
توصیف مفصل
سعید صفاری مقدم
صفت: جزئی تر، جزء به جزء، ریزتر، مفصل، بتفصیل
سجاد عبدی
به معنی دانه ای، غیر چسبنده(خاک و پی )

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی granular
کلمه : granular
املای فارسی : گرنولر
اشتباه تایپی : لقشدعمشق
عکس granular : در گوگل

آیا معنی granular مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )