برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1280 100 1

gratifying

/ˈgrætəˌfaɪɪŋ/ /ˈgrætəˌfaɪɪŋ/

لذت بخش، خوشی دهنده، مایه خوشی، راضی کننده

بررسی کلمه gratifying

صفت ( adjective )
• : تعریف: causing pleasure or satisfaction, esp. after the accomplishment of something.
متضاد: disappointing, displeasing, frustrating, humiliating
مشابه: fulfilling

- Seeing the positive results of all their hard work was very gratifying.
[ترجمه ترگمان] دیدن نتایج مثبت همه کار سخت آن‌ها بسیار رضایت‌بخش بود
[ترجمه گوگل] مشاهده نتایج مثبت تمام کار سخت خود بسیار خوشحال بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه gratifying در جمله های نمونه

1. It's gratifying to note that already much has been achieved.
[ترجمه ترگمان]جالب است که توجه داشته باشید که تاکنون این مقدار به دست آمده‌است
[ترجمه گوگل]لذت بردن است که توجه داشته باشید که در حال حاضر بسیار به دست آمده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It is most gratifying for me to know that my work has been useful.
[ترجمه ترگمان]خیلی برایم خوشایند است که بدانم کار من مفید بوده‌است
[ترجمه گوگل]برای من بسیار خوشحال هستم که می دانم کار من مفید است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It was gratifying to be in the know about important people.
[ترجمه ترگمان]این هم برای من جالب بود که از آدم‌های مهم خبر داشته باشم
[ترجمه گوگل]لذت بخش بود که در مورد افراد مهم بدانیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The support was considerable and very gratifying.
[ترجمه ترگمان]این حمایت قابل‌توجه و بسیار رضایت‌بخش بود
[ترجمه گوگل]پشتیبانی قابل توجه و بسیار خوشحال کننده بود
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه gratifying به انگلیسی

gratifying
• satisfying, rewarding; giving pleasure or satisfaction

gratifying را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فواد بهشتی
رضایت بخش

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی gratifying
کلمه : gratifying
املای فارسی : گرتیفیینگ
اشتباه تایپی : لقشفهبغهدل
عکس gratifying : در گوگل

آیا معنی gratifying مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )