انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1075 100 1

greeting

تلفظ greeting
تلفظ greeting به آمریکایی/ˈɡriːtɪŋ/ تلفظ greeting به انگلیسی/ˈɡriːtɪŋ/

معنی: برخورد، سلام، خوشامد، درود، خوش آمد، تبریک، تهنیت، احترام، تبریکات، خوش باش، سلام کننده
معانی دیگر: سلام و تعارف، خوش آمدگویی، پیشواز، (اغلب جمع) سلام رسانی، احترامات، احترام کننده، در جمع تبریکات

بررسی کلمه greeting

اسم ( noun )
(1) تعریف: words or gestures used to greet or to convey a message of friendliness or respect.
مشابه: salute

(2) تعریف: (pl.) a message of friendliness or respect.

واژه greeting در جمله های نمونه

1. the greeting he received was warm and sincere
ترجمه خوش آمدی که نسبت به او شد گرم و صمیمانه بود.

2. a hollow greeting
ترجمه سلام علیک (یا خوش‌آمد) دروغین

3. give my greeting to your brother
ترجمه سلام مرا به برادرتان برسانید.

4. he returned my greeting with a friendly smile
ترجمه به سلام من با لبخندی دوستانه پاسخ داد.

5. he responded to my greeting with a slight inclination of the head
ترجمه سلام مرا با تعظیمی کوتاه پاسخ داد.

6. his wife answered my greeting with a chilly look
ترجمه خانم او سلام مرا با نگاه سردی پاسخ داد.

7. she did not acknowledge my greeting
ترجمه سلام مرا نشنیده گرفت.

8. lately, he does not answer my greeting
ترجمه اخیرا جواب سلام مرا نمی‌دهد.

9. he was circulating among the guests and greeting every one
ترجمه او در میان مهمانان می‌گردید و از همه احوالپرسی می‌کرد.

10. he insulted me by turning his back to me and not answering my greeting
ترجمه او با پشت کردن به من و پاسخ ندادن به سلام و تعارفم به من توهین کرد.

11. A Christmas greeting and good wishes to you who is thought about all the year through. Have a beautiful Christmas and a happy New Year.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تبریک کریسمس و آرزوهای خوب برای شما که در تمام طول سال به آن فکر می‌کنید کریسمس زیبا و سال نو خوش را داشته باشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تبریک سال نو کریسمس و آرزوی خوبی برای شما که در مورد تمام سال از آن فکر می کنید کریسمس زیبا و سال نو مبارک
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. She raised her hand in greeting.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دستش را به علامت سلام بلند کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او دستانش را به سلامتی بالا برده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Please give my greeting to Miss Macleod.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] لطفا به خانم \"Macleod\" سلام برسون
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لطفا سلام خانم مک لود را تبریک بگو
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. A New Year greeting to cheer you from your daughters.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک تبریک سال نو برای شاد کردن شما از your
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تبریک سال نو به تشویق شما از دختران شما
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. He raised his hand in greeting.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دستش را به علامت سلام بلند کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او دستانش را در سلام برانگیخت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. The greeting was polite, almost formal.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سلام مودبانه و تقریبا رسمی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این تبریک مودب و تقریبا رسمی بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف greeting

برخورد (اسم)
smash , strike , reception , conflict , affection , meeting , collision , encounter , clash , incidence , confluence , conflux , greeting , tilt , osculation , contact , contiguity
سلام (اسم)
regard , ave , greeting , salute , salutation , salaam , hail , hullo
خوشامد (اسم)
flattery , compliment , greeting , welcome
درود (اسم)
regard , compliment , greeting , salute , salutation , hail
خوش آمد (اسم)
flattery , compliment , greeting , welcome
تبریک (اسم)
greeting , congratulation , felicitation
تهنیت (اسم)
greeting , salutation , hail , congratulation
احترام (اسم)
tribute , regard , deference , honor , greeting , respect , obeisance , curtsey , curtsy , reverence , respectability , revere
تبریکات (اسم)
greeting
خوش باش (اسم)
greeting , hail , welcome
سلام کننده (اسم)
greeting

معنی عبارات مرتبط با greeting به فارسی

معنی کلمه greeting به انگلیسی

greeting
• welcome; warm regards (sent to someone through another or via mail)
• a greeting is something friendly that you say or do on meeting someone.
greeting card
• card that sends a message of regards, letter of greetings
with seasonal greeting
• with a wish for the holiday

greeting را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

zahra ١٦:٤١ - ١٣٩٦/٠٥/٢٢
احوال پرسی
|

Zahra.N ١٨:٥٦ - ١٣٩٦/٠٩/٢٧
مکالمه
|

یگانه ١٨:٤٢ - ١٣٩٦/١٠/١٧
معانی:احوال پرسی،روبرو شدن با،سلام ودرود
|

پوریا ٠٧:١٠ - ١٣٩٧/٠٣/٠٥
بزرگوار
|

هلفهاا ٢٠:٠٨ - ١٣٩٧/٠٩/١٣
خوش آمد گویی
|

mohammad.z ١٢:٢٥ - ١٣٩٧/١٠/١١
سلام و احوالپرسی
|

رقیه ١٦:٣٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٨
خوش آمدگویی، استقبال
|

معصومه نصرتی ١٨:٤٠ - ١٣٩٨/٠٤/٠٧
احوال پرسی
|

شکیبا بردبار ١٥:٥١ - ١٣٩٨/٠٤/٢٤
Greeting:خوش آمد گویی
|

عبدالخلیل قوطوری ٠٨:١٥ - ١٣٩٨/٠٥/٢٠
ɡriːtɪŋ- Greeting-En- گریتینگ- ɡriːtɪŋ گریدینگ= برخورد، سلام، خوشامد، درود، خوش آمد، تبریک، تهنیت، احترام، تبریکات، خوش باش، سلام کننده
معانی دیگر: سلام و تعارف، خوش آمدگویی، پیشواز، (اغلب جمع) سلام رسانی، احترامات، احترام کننده، در جمع تبریکات
Greeting-Turk- گُریتینگ(گؤریتینگ)- گُریدینگ(گؤراِدینگ)= برخورد، سلام، خوشامد، درود، خوش آمد، تبریک، تهنیت، احترام، تبریکات، خوش باش، سلام کننده
معانی دیگر: سلام و تعارف، خوش آمدگویی، پیشواز، (اغلب جمع) سلام رسانی، احترامات، احترام کننده، در جمع تبریکات
Greet گُرید(گؤرید یا گؤرِد)=Greگُرَ(گُؤرَ) ( etید(یت): - گُر(گؤر) از گؤریشمک= احوال پرسی کردن، تبریک گفتن، سلام وتعارف به جا آوردن، به پیشواز رفتن، سلام و تبریک گفتن و...- حاجیلاربیلن گؤریشمأنه باردیم=برای خوش آمد گویی به پیشواز حجاج رفتم، برای سلام و تبریک به پیش حجاج رفتم. – أول بیلن گؤریشدیم=با او سلام و احوالپرسی کردم، با او دیدار کردم و...
Eting-1-یتنگ=برسید، برسانید- Etیت فعل امر یتمک= رسیدن، مترادف رسیدن: آمدن، واردشدن، اتصال، نیل، وصول، پختن، کامل شدن، نضج، سرآوری کردن، مراقبت کردن، مواظبت کردن، فرصت کردن، مجال یافتن، وقوع
Eting-2- اِتینگ یا اِدینگ=کردن، مترادف کردن: اجرا کردن، انجام دادن، عمل کردن، ساختن، ادا کردن، به جای آوردن، گزاردن، آرمیدن، جماع کردن، مجامعت کردن
لازم به ذکر است که در زبان ترکی یکی از کاربردهای پسوند ing ینگ در ترکی جمع بستن افعال است – مثل: گیت یا گید = برو- گیتینگ یا گیدینگ= بروید- گِل = بیا – گِلینگ=بیایید و...
ɡriːt- Greet-En- گریت-گرید= تبریک گفتن، سلام دادن، درود گفتن
معانی دیگر: سلام کردن، سلام و تعارف به جا آوردن، ملاقات کردن، پیشواز رفتن، خوش آمد گفتن، احوال پرسی کردن، ادای احترام کردن، (اسکاتلند) گریستن، مویه کردن، برخورد، تلافی، weep گریه، داد، فریاد، تاسف، تاثر
Greet-Turk-گُرید، گرید، غُرید=به دیدار آمدن، ملاقات کردن، گریاندن، غریدن
Greet-1 گُرید(گؤرید یا گؤرِد)=Greگُرَ(گُؤرَ) ( etید(یت)= رسیدن یاet اِت(اِد)=کردن) : - ، دیدارکردن، ملاقات کردن، ، - گُر(گؤر) فعل امرگُرمک یا گؤرمگ=دیدن، ملاقات کردن، دیدار کردن، - من دُین أونی گؤردیم =من دیروز اورا دیدم، من دیروز با او ملاقات کردم
Greet-2 گُرید(گؤرید یا گؤرِد)=Greگُرَ(گُؤرَ) ( etید(یت): - گُر(گؤر) از گؤریشمک= احوال پرسی کردن، تبریک گفتن، سلام وتعارف به جا آوردن، به پیشواز رفتن، سلام و تبریک گفتن و...- حاجیلاربیلن گؤریشمأنه باردیم=برای خوش آمد گویی به پیشواز حجاج رفتم، برای سلام و تبریک به پیش حجاج رفتم. – أول بیلن گؤریشدیم=با او سلام و احوالپرسی کردم، با او دیدار کردم و...
Greet-3 گُرید(گؤرید یا گؤرِد)=Greگُرَ(گُؤرَ) ( etید(یت):- گِر(غر) از گرانماق یا غرانماق=گرید(گریه کردن)، گریستن و زاری کردن، داد و فغان کردن، متأثر و نگران شدن – غران جران بولماق=فریاد واویلا سر دادن، داد و هوار راه انداختن
Greet-4 گُرید(گؤرید یا گؤرِد)=Greگُرَ(گُؤرَ) ( etید(یت):-گر از گرماق یا غرماق یا قرماق=کشتن، ازبین بردن، به تلافی کشت و کشتار کردن، سر از تن جدا کردن(قربان اِدمگ=قربانی کردن، سر از تن جدا کردن یا شدن و...) - (گریچماق یا قریچماق=جدا کردن، علف هرز یا برگهای اضافه را هرس کردن)و...
Greet-4 گُرید(غُرید)=غریدن، آواز بلند کردن و فریاد زدن، خروشیدن، فریاد زدن، غُر زدن و...
Greets-En-گریتس، گریدس= سلام، تبریک گفتن، سلام دادن، درود گفتن
Greets-Turk- گُریتس – گؤریتُس=با تمام وجود سلام و تبریک گفتن بالاترین درود وسلام گفتن، سلام و درود فراوان، سلام ها و درودها- در زبان ترکی کلمۀ تُس یا تُیس=باتمام وجود ، کُل، همه و...- تُس یورگدن گؤتلایان (غوتلایان یا غودلایان )= باتمام وجود تبریک می گویم ، با تمام وجود شادباش می گویم، از صمیم قلب همۀ چیزهای خوب وعالی را برایت آرزو می کنم (احتمالا با good مرتبط است)
در زبان ترکی همچنین افعال با S جمع بسته می شوند مثل: گِلر=می آید- گِلرس=می آییم، گیتر یا گیدر=می رود- گیدرس= می رویم و... همچنین S اس=اُس=بالا، بالاسر، زیاد، فراوان، بسیار= نشانۀ زیاد و فراوانی را نشان می دهد- (لازم به ذکر است اکثر کلمات انگلیسی را با لفظ اُ تلفظ کنیم به صورت تلفظ سادۀ ترکی در می آید)
ɡʊd- good-En-گؤت-گُؤد= خیر، خوبی، کامیابی، مال منقول، مال التجاره، نیک، نیکو، ارجمند، خوشنام، خوش، پاک، خیر، قابل، شایسته، پسندیده، خوب، صحیح، سودمند، مهربان، مطبوع
معانی دیگر: )حرف ندا): ای ! عجب ! وای !، )عامیانه) به خوبی، به طور خوب، )با(: the آدم های خوب، خوبان، )به صورت جمع) کالا، مال، جنس، مفید، معتبر، ممتاز، محموله
good-Turk-گؤت(غؤت)، گاؤآت(گاؤآد، قاؤآد)، گُوات(قوات)، گوت(غوت)= خیر، خوبی، کامیابی، مال منقول، مال التجاره، نیک، نیکو، ارجمند، خوشنام، خوش، پاک، خیر، قابل، شایسته، پسندیده، خوب، صحیح، سودمند، مهربان، مطبوع و...
Good-1 گؤت(گؤد، غؤت)=از گؤتلاماق یا غوتلاماق=تبریک گفتن، دعای خیر و کامیابی کردن، شادباش گفتن،و...-توینگ گؤتلایان= عروسیت را تبریک می گویم،- آیدینگ قوتلایان= عیدت را تبریک می گویم و...
Good-2 گاؤآد(گاؤآد، قاؤآد)=(قاؤ=خوب و خوش) (آد یا آت=اسم، نام)=نام خوب، خوشنام، نیکنام- چاغا قاؤآد داک=بچه را با نام خوب نامگذاری کن
Good-3 گُواِد(قواِد)=قوِ(قوه، نیرو) ( اِد=کردن، انجام دادن، ارائه کردن و...) =قدرت و نیروی انجام کار، توان، آنچه که باعث قدرت و توان می شود( محموله، اجناس، مال واموال و...)
Good-4 گود(قوت)= مترادف قوت: آذوقه، توشه، جیره، خواربار، خوراک، خوردنی، طعام، غذا، مائده | تاب، رمق، زور، تسلط، توان، شدت، قدرت، نیرو، وسع
برابر پارسی: خوراک، خورش، نیرو، نیرومندی
ارتباط کلمات فارسی ،انگلیسی با زبان ترکی وبلاکpoladabady@blogfa.com
|

کریمی ١٣:٤٥ - ١٣٩٨/٠٥/٢٩
تکریم ، درود
|

حسن ١٥:٢٨ - ١٣٩٨/٠٦/٠٧
چاق سلامتی، چاف سلامتی کردن.
|

Mehrdad Sayehban ١٤:٣٩ - ١٣٩٨/٠٧/٢٥
something friendly or polite that you say or do when you meet or welcome someone
|

Ap ١٥:٥٣ - ١٣٩٨/٠٨/١١
به معنای آشنایی و برقراری ارتباط هم هست
To speak or write masage with pressions of friend.respect.pleasure etc.as in meeting or write letter or hair welome
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

ممد > night person
Mahdieh > Come up
بازگیر کلوخی > کلوخی (زابل)
Hnf > Population
میثم سراوانی > Disloyal
دیوانه زاده > خرچنگ
محمدجواد > circumferentially
علی > begining

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی greeting
کلمه : greeting
املای فارسی : گریتینگ
اشتباه تایپی : لقثثفهدل
عکس greeting : در گوگل


آیا معنی greeting مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )