برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1317 100 1

grieving

واژه grieving در جمله های نمونه

1. He's grieving over his dead wife and son.
[ترجمه ترگمان]اون به خاطر همسر و پسر مرده اون ناراحته
[ترجمه گوگل]او بیش از همسر مرده و پسر خود غمگین است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. They are still grieving for their dead child.
[ترجمه محدثه] ان ها هنوز برای فرزند مرده شان عزاداری میکنند
|
[ترجمه ترگمان]آن‌ها هنوز به خاطر بچه dead غصه می‌خورند
[ترجمه گوگل]آنها هنوز هم برای فرزندشان مرده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The news brought no solace to the grieving relations.
[ترجمه ترگمان]این خبر باعث تسلای خاطر روابط grieving نشد
[ترجمه گوگل]این خبر هیچ آرزوئی برای روابط گرمی نداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. His kind words brought some comfort to the grieving parents.
...

معنی کلمه grieving به انگلیسی

grieving
• mourning, lamenting, sorrowing

grieving را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

م. ت. گلرخ
اندوهناک ، غمناک ، حُزن انگیز
فرامرز تبريزي
Crying and grieving was the way home
گريه كنان و غمگين راهي خانه شد
یوسف صابری
محزون

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی grieving مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )