برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1290 100 1

gripes


معنی: قولنج
معانی دیگر: زورپیچ، پیچش، مهارکشتی، شکم درد

واژه gripes در جمله های نمونه

1. They have been listening to people's gripes, moans and praise.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها به شکایت مردم گوش می‌دهند، شکایت و ستایش می‌کنند
[ترجمه گوگل]آنها گوش دادن به مردم، ناله و ستایش را گوش کرده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Bring all your gripes to the boss.
[ترجمه ترگمان]تمام gripes را برای رئیس بیاور
[ترجمه گوگل]همه را به سمت رئیس برسانید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Still, despite the gripes about the already-crowded playing field, more investors are lining up.
[ترجمه ترگمان]با این وجود، علی‌رغم the در مورد میدان بازی شلوغ، سرمایه گذاران بیشتری صف کشیده‌اند
[ترجمه گوگل]با این حال، علی رغم اینکه در مورد میدان بازی شلوغ است، بیشتر سرمایه گذاران در حال شکل گیری هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Now wait for the gripes to start.
[ترجمه ترگمان] حالا صبر کن که gripes شروع بشه
[ترجمه گوگل]در حال حاضر منتظر بمانید تا شروع شود
[ترجمه شما] ترجم ...

مترادف gripes

قولنج (اسم)
bellyache , colic , gripes

gripes را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

هادی سلیمی
شکایت، غرولند(چیز جزئی)
a complaint, especially a trivial one

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی gripes
کلمه : gripes
املای فارسی : گریپس
اشتباه تایپی : لقهحثس
عکس gripes : در گوگل

آیا معنی gripes مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )