انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1069 100 1

grouping

تلفظ grouping
تلفظ grouping به آمریکایی/ˈɡruːpɪŋ/ تلفظ grouping به انگلیسی/ˈɡruːpɪŋ/

معنی: دسته، طبقه بندی، دسته بندی، گروه بندی، گروهسازی
معانی دیگر: دسته بند

واژه grouping در جمله های نمونه

1. These small nations constitute an important grouping within the EU.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کشورهای کوچک یک گروه‌بندی مهم در اتحادیه اروپا را تشکیل می‌دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این کشورها کوچک، یک گروه مهم در اتحادیه اروپا هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. The new grouping of classes means larger numbers in each class.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گروه‌بندی جدید کلاس‌ها به معنای اعداد بزرگ‌تر در هر کلاس است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گروه جدید کلاسها به معنای تعداد بیشتری در هر کلاس است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The most common way of grouping was to sort the children by ability.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رایج‌ترین شیوه دسته‌بندی، دسته‌بندی بچه‌ها از طریق توانایی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شایع ترین روش گروه بندی این بود که کودکان را با توانایی مرتب کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Even before the 1923 Grouping some companies were strongly territorial, and several had working arrangements with one another within one geographical area.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حتی قبل از سال ۱۹۲۳، برخی از شرکت‌ها به شدت منطقه‌ای بودند و چندین برنامه کاری با یکدیگر در یک منطقه جغرافیایی داشتند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حتی قبل از گروه 1923 برخی از شرکت ها به شدت سرزمینی بودند و تعدادی از آنها در یک منطقه جغرافیایی با یکدیگر همکاری داشتند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The planes approached in a tight grouping.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]صفحات در یک گروه محکم به هم نزدیک شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این هواپیما در یک گروه تنگ قرار دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. This grouping worked quite efficiently, and a long stretch of fence was built on Donald's first day.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این گروه‌بندی به نحو احسن انجام شد و روز اول یک حصار بلند از حصار ساخته شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این گروه به طور موثری کار می کرد و طولانی ترین حصار در روز اول دونالد ساخته شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. There are very many such influences on grouping structure, so that rigid rules would be almost impossible to specify.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تاثیرات بسیار زیادی در گروه‌بندی ساختار وجود دارد، به طوری که مشخص کردن قوانین سخت و سخت ممکن است غیر ممکن باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چنین تأثیرات زیادی بر ساختار گروه بندی وجود دارد، به طوری که قوانین سخت گیرانه تقریبا غیرممکن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Hierarchical ranking operated within each social grouping as well as between members of different groups.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سلسله مراتبی در هر گروه‌بندی اجتماعی و بین اعضای گروه‌های مختلف عمل می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رتبه بندی سلسله مراتبی در داخل هر گروه اجتماعی و همچنین بین اعضای گروه های مختلف قرار دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. In this way, infants' ability to detect rhythm, grouping, melodies, and other changes over time are explored.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بدین ترتیب، توانایی کودکان برای تشخیص ریتم، گروه‌بندی، ملودی، و تغییرات دیگر در طول زمان مورد بررسی قرار می‌گیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به این طریق، توانایی نوزادان برای تشخیص ریتم، گروه بندی، ملودی ها و سایر تغییرات در طول زمان مورد بررسی قرار می گیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Aside from the dismal academic record of ability grouping, it has a divisive social consequence as well.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گذشته از سابقه علمی شوم گروه‌بندی توانایی، آن نیز یک پیامد اجتماعی divisive دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به غیر از رکورد تحصیلی نامناسب گروه بندی توانایی، آن نیز یک نتیجه اجتماعی متفرق است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The next grouping in this hastily cooked-up Assembly gained only 13 seats.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گروه‌بندی بعدی در این مجلس تازه پخته‌شده تنها ۱۳ کرسی به دست آورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گروه بعدی در این مجلس پرتلاطم به تازگی به 13 صندلی رسیده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Grouping readers of roughly similar papers together improves the statistical reliability of our results.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گروه‌بندی خوانندگان تقریبا مشابه با هم، قابلیت اطمینان اماری نتایج ما را بهبود می‌بخشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خوانندگان گروهی از مقالات تقریبا مشابه با بهبود اعتبار آماری نتایج ما را بهبود می بخشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The final grouping concentrates on those sensors under development.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گروه‌بندی نهایی بر روی این حسگرها در حال توسعه متمرکز است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گروه نهایی بر روی سنسورهایی که در حال توسعه هستند تمرکز می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The third is the loose grouping of leaders of republics and nationalist parties.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سوم، گروه‌بندی سست رهبران احزاب و احزاب ملی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سوم، گروهی شبیه رهبران جمهوری ها و احزاب ملی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف grouping

دسته (اسم)
detachment , school , section , regimen , hand , party , order , stack , handle , shaft , sect , kind , clump , clique , set , troop , stem , fagot , lever , team , pack , sheaf , army , host , corps , group , company , category , class , gang , assortment , grouping , estate , junta , ear , helm , cluster , ensign , batch , deck , knob , handhold , handgrip , bevy , tuft , fascicle , genre , genus , brigade , wisp , parcel , clan , gens , confraternity , drove , congregation , covey , stud , haft , hilt , skein , helve , horde , nib , shook , rabble , skulk , squad , trusser
طبقه بندی (اسم)
arrangement , classification , taxonomy , assortment , grading , grouping , systematization , standardization
دسته بندی (اسم)
faction , division , rating , ordination , assortment , grouping , junta
گروه بندی (اسم)
grouping , regimentation
گروهسازی (اسم)
grouping

معنی grouping در دیکشنری تخصصی

grouping
[کامپیوتر] گروه بندی
[برق و الکترونیک] گروه بندی 1. خطای متناوب در فاصله خطوط ثبت شده در سیستم نمابر ( فاکس) . 2. فاصله غیر یکنواخت بین شیارها در هنگام ضبط دیسکی .
[نساجی] متراکم کردن نخ های تار در شانه در قسمتهائی از پارچه
[ریاضیات] دسته بندی، گروه بندی، گروه بندی کردن
[ریاضیات] خطای طبقه بندی
[آمار] روش گروهبندی
[آمار] گروه بندی میانگینهای نرمال
[ریاضیات] دسته بندی جملات
[سینما] گروه بندی متوازن [در ترکیب بندی تصویر]
[آمار] تصحیح گروه بندی
[ریاضیات] تصحیح گروه بندی

معنی کلمه grouping به انگلیسی

grouping
• assembly, gathering, collecting
• a grouping of people or things is a set of them with something in common.
categorical grouping
• grouping according to different categories
selectional grouping
• chosen group, selected group

grouping را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

فرهاد سليمان‌نژاد ١١:٥٩ - ١٣٩٨/٠٣/٠٦
(جمع) دسته‌جات
|

محدثه فرومدی ١٤:١٨ - ١٣٩٨/٠٨/٢١
group, body, league, circle= thefreedictionary.com/grouping
گروه، دسته
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

F > little
T_T > collect
A.M.R > School Things
فهیمه > لنیا
pardis choopani > eaten alive
مینا > it has always been you
آوین > آرن
فهیمه > لنا

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی grouping
کلمه : grouping
املای فارسی : گروپینگ
اشتباه تایپی : لقخعحهدل
عکس grouping : در گوگل


آیا معنی grouping مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )