برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1285 100 1

guided

واژه guided در جمله های نمونه

1. guided missile destroyer
ناوشکن حامل موشک هدایت شونده

2. he guided me through the building
مرا در تمام ساختمان راهنمایی کرد.

3. the policeman guided the traffic
پاسبان ترافیک را هدایت می‌کرد.

4. the beacon light guided the ships to harbor
فانوس دریایی کشتی‌ها را به لنگرگاه راهنمایی کرد.

5. she took my hand and guided me step by step. . .
دستم بگرفت و پابپا برد. . .

6. Wealth is easier gained than guided.
[ترجمه ترگمان]ثروت آسان‌تر از هدایت است
[ترجمه گوگل]ثروت از راهنمایی آسان تر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The organizers guided them in orderly fashion out of the building.
[ترجمه ترگمان]برگزارکنندگان آن‌ها را با نظم و نظم خارج از ساختمان هدایت کردند
[ترجمه گوگل]سازماندهندگان آنها را به صورت منظم از ساختمان هدایت کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. He guided her across the roads.
[ترجمه ترگمان]او را ...

معنی guided در دیکشنری تخصصی

guided
[برق و الکترونیک] هدایت شونده کنترل شده یا کنترل شونده بر اساس مکانیزم های از پیش تعیین شده ، فرامین رادیویی ، یا مدارهای داخلی خودرو .
[سینما] لبه راهنما - حاشیه کنترل شده
[برق و الکترونیک] موشک هدایت شونده موشک غیر خودکاری که هدایت پخش عمده یا همه مسیر آن تا هدف توسط وسایل داخلی یا خارجی انجام می شود.
[سینما] قسمتی از دستگاه سوراخ زنی فیلم
[سینما] میله راهنما
[سینما] غلتک راهنما - قسمتی از دستگاه تصویرافکن
[عمران و معماری] تکیه گاه هدایت شده - تکیه گاه ارشادی
[سینما] صدای شاهد
[سینما] ریل تراولینگ / نوار راهنما - صدای راهنما - صدای شاهد
[برق و الکترونیک] موج هدایت شونده موجی که انرژی آن در نزدیکی یک مرز یا بین دو مرز عمدتاً موازی که دو ماده با ویژگیهای متفاوت را از هم جدا می کند، متمرکز شده است و جهت انتشار مؤثر آن نیز موازی با این مرزهاست . موجبرها از نمونه وسایل ارسال کننده امواج هدایت شونده اند.
[زمین شناسی] موج راهنما موج الکترومغناطیس یا صوتی که در مرزهای مشخصی تحمیل می شود.
...

معنی کلمه guided به انگلیسی

guided
• instructed; directed; lead
guided him
• directed him, led him, instructed him, advised him
guided missile
• missile which is directed towards its target by means of a guidance system
• a guided missile is a missile whose course can be controlled while it is in the air.
guided tour
• organized and educational excursion led by a knowledgeable guide

guided را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

a.r
accompanied by a guide or conducted with the help of a guidebook; equipped with a guidance system
مرجان میری لواسانی
راهبردی
هدایت شونده
کورش غنیون
هدفمند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی guided مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )