برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1331 100 1

guiding


معنی: پرچمدار
معانی دیگر: ورزش : عضلات کمکى مجاور

واژه guiding در جمله های نمونه

1. Fairness, rather than efficiency, is the guiding principle.
[ترجمه ترگمان]عدالت، به جای بازدهی، اصل راهنما است
[ترجمه گوگل]عدالت، به جای بهره وری، اصل هدایت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She was inexperienced and needed a guiding hand .
[ترجمه ترگمان]او بی‌تجربه بود و به یک دست راهنما نیاز داشت
[ترجمه گوگل]او بی تجربه بود و به یک دست هدایت نیاز داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I believe there's some force guiding us-call it God, destiny or fate.
[ترجمه ترگمان]به نظر من نیرویی وجود دارد که ما را هدایت می‌کند - آن را خدا، سرنوشت یا سرنوشت می‌نامیم
[ترجمه گوگل]من اعتقاد دارم که نیرویی است که ما را هدایت می کند - آن را خدا، سرنوشت یا سرنوشت نامید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Local tribesmen earn their living guiding travellers across the mountains.
[ترجمه ترگمان]افراد قبیله‌ای محلی مسافران خود را در طول کوه‌ها هدایت می‌کنند
[ترجمه گوگل]قبیله نشینان محلی مسافران هدایت زندگی خود را در کوه ها به دست می آورند ...

مترادف guiding

پرچمدار (صفت)
guiding

معنی کلمه guiding به انگلیسی

guiding
• instructing; leading, directing, conducting
• someone's guiding principles or guiding force are the principles, ideas, or people that strongly influence their actions, especially moral decisions.
guiding principle
• principle which directs a course of action

guiding را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رضا
هدایت کردن
انسی
پیشرو
محدثه فرومدی
پیشران، هدایتگر، هدایت‌کننده، پیش‌برنده
الناز
هدایت کننده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی guiding
کلمه : guiding
املای فارسی : گویدینگ
اشتباه تایپی : لعهیهدل
عکس guiding : در گوگل

آیا معنی guiding مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )