برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1330 100 1

guise

/ˈɡaɪz/ /ɡaɪz/

معنی: منظر، لباس مبدل، تغییر قیافه، ماسک، لفافه
معانی دیگر: ظاهر فریبنده، وانمود، (قدیمی) روش، طرز رفتار، طرز لباس پوشیدن، (قدیمی) ملبس شدن، آراستن، (انگلیس - گویش محلی) جامه ی مبدل پوشیدن، تغییر قیافه دادن، شکل، نما

بررسی کلمه guise

اسم ( noun )
(1) تعریف: external appearance or semblance, esp. if deceptive.
مترادف: disguise, exterior, garb, masquerade, semblance
مشابه: appearance, cover, face, front, look, pretense, shape

- That man is a monster in the guise of a human being!
[ترجمه ترگمان] این مرد به شکل یک انسان است!
[ترجمه گوگل] این مرد یک هیول در مقابل یک انسان است!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- This is no more than a swindle in the guise of a loan offer.
[ترجمه ترگمان] این چیزی بیش از یک کلاه برداری نیست
[ترجمه گوگل] این چیزی نیست جز یک فریب در پوشش پیشنهاد وام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: style of dress; garb.
مترادف: clothes, clothing, costume, dress, fashion, garb, getup, outfit
مشابه: manner, style, trappings

- Here she is in her hippie guise.
[ترجمه ترگمان] اون لباس هیپی هاست
[ترجمه گوگل] در اینجا او در پوشش هیپی او است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه guise در جمله های نمونه

1. under the guise of friendship
تحت لوای دوستی

2. the worms who attack our constitution under the guise of patriotism
آن پست فطرت‌هایی که زیر نقاب وطن‌پرستی قانون اساسی ما را مورد حمله قرار می‌دهند

3. They operated a drug-smuggling business under the guise of an employment agency.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها یک تجارت قاچاق مواد مخدر را تحت پوشش یک اداره کاریابی اداره می‌کنند
[ترجمه گوگل]آنها یک شرکت قاچاق مواد مخدر تحت پوشش یک آژانس استخدامی را اداره کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The men who arrived in the guise of drug dealers were actually undercover police officers.
[ترجمه ترگمان]مردانی که به صورت مواد مخدر وارد شده بودند در واقع ماموران پلیس مخفی بودند
[ترجمه گوگل]مردان که در معرض فروشندگان مواد مخدر بودند، در واقع افسران پلیس مخفی بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. It's the same ideas in a different guise.
[ترجمه ترگمان]این یک ایده است که تغییر شکل می‌دهد
[ترجمه گوگل]این ایده های مشابه در یک پوشش متفاوت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف guise

منظر (اسم)
countenance , face , physiognomy , sight , appearance , aspect , phantom , perspective , image , facet , visage , phase , guise , spectrum , facies , fantom
لباس مبدل (اسم)
disguise , masquerade , guise
تغییر قیافه (اسم)
disguise , masquerade , guise
ماسک (اسم)
mask , guise
لفافه (اسم)
mask , shroud , guise

معنی guise در دیکشنری تخصصی

guise
[برق و الکترونیک] ظاهر ، شکل

معنی کلمه guise به انگلیسی

guise
• french ducal family of the house of lorraine who were influential during the 16th century (first "duc de guise" was claude de lorraine, 1496-1550)
• outward appearance; facade, disguise; manner of dress
• you use guise to refer to the outward appearance or form of something.

guise را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهاب دولت آبادی
تحت ظاهر، تحت لوای
میلاد خوش‌خلقت
پوشش
(Under the guise of -- در/با/تحت پوشش...)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی guise
کلمه : guise
املای فارسی : گویس
اشتباه تایپی : لعهسث
عکس guise : در گوگل

آیا معنی guise مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )