برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1291 100 1

guts

/gʌts/ /gʌts/

واژه guts در جمله های نمونه

1. he took the guts out of the game
دل و روده‌ی شکار را در آورد.

2. to hate someone's guts
(خودمانی) از کسی بیزار بودن

3. to have someone's guts for garter
سخت تنبیه کردن،دمار درآوردن

4. he didn't have the guts to yell at me
جرات نداشت سر من داد بزند.

5. to work (or scream) one's guts out
با تمام وجود کار کردن (یا فریاد کشیدن)

6. I agree. I hate his guts.
[ترجمه ترگمان] موافقم از دل و روده‌اش متنفرم
[ترجمه گوگل]موافقم از تنفسش متنفرم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Barbara hasn 't got the guts to leave her mother.
[ترجمه ترگمان]باربارا جرات نداره مادرش رو ترک کنه
[ترجمه گوگل]باربارا آرزو داشت مادر را ترک کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. I don't have the guts to say that to my boss.
[ترجمه ترگمان]جرات گفتن این حرف را به رئیسم ندارم
[ترجمه گوگل]من دلم برای سخن گفتن به رئیسم نیست
...

معنی کلمه guts به انگلیسی

guts
• courage, energy, determination; intestines
blood and guts
• describing or containing much violence or zeal; that deals with material facts; concerned with fundamental matters or values
had the guts
• possessed the pluck or nerve, had the courage
has guts
• has courage, is daring, has spirit, has pluck, has nerve
spill one's guts
• confess everything, divulge all (slang)
you don't have the guts
• you aren't brave enough

guts را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ن م
دل و روده
دل و جیگر
شجاعت
معادل brave و. Courage
مثال
I never had the guts to tell you
شایان نورائی
[غیر رسمی] مهمترین بخش چیزی
حسین کاملی
احشاء. داخل شکم
Roshanak Javidan
جنم، عرضه.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی guts مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )