برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1324 100 1

Hang on

/ˈhæŋˈɑːn/ /hæŋɒn/

معنی: ادامه دادن، ثابت قدم بودن، سماجت ورزیدن، دوام داشتن، متمسک شدن
معانی دیگر: 1- ادامه دادن، دست نکشیدن (از) 2- محکم گرفتن (و ول نکردن) 3- وابسته بودن به، منوط بودن به 4- متکی بودن به، مورد حمایت(کسی) بودن 5- (با دقت) گوش کردن

بررسی کلمه Hang on

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: to cling tightly.
مترادف: cling
مشابه: grip, hold, stick

(2) تعریف: to wait.
مترادف: bide, wait
مشابه: abide, hold, pause

واژه Hang on در جمله های نمونه

1. Hang on with your hands, I will lift you up.
[ترجمه ترگمان] دستت رو کن، من بلندت می‌کنم
[ترجمه گوگل]دستانتان را ببندید، من شما را بلند خواهم کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He has not a peg to hang on.
[ترجمه ترگمان]او یک میخ برای ادامه دادن ندارد
[ترجمه گوگل]او هیچ مشکلی باقی نگذاشته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Don't hang on to him, he has many things to do.
[ترجمه ترگمان]معطل نکن، کاره‌ای زیادی برای انجام دادن دارد
[ترجمه گوگل]به او نچسبید، او چیزهای زیادی برای انجام دادن دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Hang on! I'll be back in two shakes!
[ترجمه ترگمان]! صبر کن من تا دو ثانیه دیگر بر می‌گردم!
[ترجمه گوگل]صبر کن! من دو بار می شکنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Hang on!I'll be back in ...

مترادف Hang on

ادامه دادن (فعل)
further , run , bring on , keep , maintain , continue , hang on , carry on , extend , hold over , run on
ثابت قدم بودن (فعل)
hang on
سماجت ورزیدن (فعل)
hang out , hang on
دوام داشتن (فعل)
last , hang on
متمسک شدن (فعل)
hang on

معنی عبارات مرتبط با Hang on به فارسی

(با دقت یا اشتیاق) به حرف کسی گوش دادن
با دقت گوش فرا دادن

معنی کلمه Hang on به انگلیسی

hang on
• persist, persevere, hold out; hold on to something
hang on a minute!
• wait for a moment!
hang on a person's sleeve
• follow someone around, be dependent on someone
hang on like grim death
• hold on tightly, hold on with all one's strength
hang on one's words
• listen very carefully
hang on to someone's words
• listen to someone attentively
hang on to the bitter end
• persevere until the very end; refuse to give up
peg to hang on
• starting point, opportunity to do or talk about something

Hang on را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

niloo
صبرکردن
wait
Negin
Cut the conversation
عليرضا كريمي وند
دوام داشتن ثابت قدم داشتن
میترا
منتظر نگه داشتن
تینا
سماجت ورزیدن
stick
نازنین
Wait یا hold done
مجید
صبرکن!... وایستا!
wing of fly
آویزون کردن
hang my jacket on the hook
Majid
منتظر ماندن
Hang on a sec یه ثانیه منتظر بمون
ادامه دادن و دوام داشتن
علی ماشا اله زاده
آویزان ماندن (روی طناب، میله...)
عاطفه
!Hang on
طاقت بیار، صبر کن
مهسا
محکم بگیر خودتو

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی hang on
کلمه : hang on
املای فارسی : هنگ اون
اشتباه تایپی : اشدل خد
عکس hang on : در گوگل

آیا معنی Hang on مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )