برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1354 100 1

Harangue

/həˈræŋ/ /həˈræŋ/

معنی: با صدای بلند نطق کردن
معانی دیگر: اینچنین سخنرانی کردن، (سخنرانی دراز و پرجوش و خروش یا پر انتقاد) نطق طعن و لعن آمیز، نطق آتشین، رجز خوانی، نصیحت

بررسی کلمه Harangue

اسم ( noun )
(1) تعریف: a long, vehement, and often pompous speech or piece of writing, esp. such a speech delivered in public; tirade.
مشابه: diatribe, rant, tirade

- The senator was well-known for his long-winded harangues on the subject of free trade.
[ترجمه ترگمان] سناتور به خاطر نطق‌های بلند و طولانی خود در مورد تجارت آزاد معروف بود
[ترجمه گوگل] سناتور با توجه به اینکه در زمینه تجارت آزاد دچار ضعف شد، شناخته شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a strong spoken or written attack or scolding.

- He hoped to avoid another harangue from his mother about getting a job.
[ترجمه ترگمان] او امیدوار بود که از یک سخنرانی دیگر از مادرش در مورد دریافت یک شغل اجتناب کند
[ترجمه گوگل] او امیدوار بود که از تحصیل مادرش در مورد اشتغال دیگری اجتناب کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: harangues, haranguing, harangued
• : تعریف: to address at length and with vehemence; deliver a tirade to.
مشابه: rant

- He harangued hi ...

واژه Harangue در جمله های نمونه

1. The team were given the usual half-time harangue by their manager.
[ترجمه ترگمان]این تیم به مدت نیم ساعت با مدیر آن‌ها سخنرانی کرد
[ترجمه گوگل]تیم به طور نیمه وقت به طور معمول توسط مدیر خود داده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Towards the end of his harangue his head grew heavy, his eyelids drooped, and his speech became thick.
[ترجمه ترگمان]در پایان این نطق، سرش سنگین شد، پلک‌هایش افتاد و his کلفت شد
[ترجمه گوگل]در نهایت، سرش به شدت سنگین شد، پلکهایش از بین رفت، و سخنرانی او ضخیم شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Teachers can't teach when they have to harangue the kids about good behavior.
[ترجمه ترگمان]معلمان نمی‌توانند زمانی که می‌خواهند درباره رفتار خوب با بچه‌ها صحبت کنند، تدریس کنند
[ترجمه گوگل]معلمان نمیتوانند وقتی بچهها را درباره رفتار خوب رفتار میکنند، تعلیم دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. On and on the harangue went, an endless sport.
[ترجمه ترگمان]روز گذشت و خطابه پایان‌ناپذیر خود را آغاز کرد
[ترجمه گوگل ...

مترادف Harangue

با صدای بلند نطق کردن (فعل)
harangue

معنی کلمه Harangue به انگلیسی

harangue
• passionate or pompous speech; lecture, scolding
• make a passionate or pompous speech; lecture, scold
• a harangue is a long, forceful, persuasive speech; used showing disapproval.
• if someone harangues you, they try to persuade you to accept their opinions or ideas in a forceful way; used showing disapproval.

Harangue را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اکبر منصوری
دکلمه کردن
Arya
شماتت کردن ، شماتت
hamed
نطق با صدای بلند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی harangue
کلمه : harangue
املای فارسی : هرنگو
اشتباه تایپی : اشقشدلعث
عکس harangue : در گوگل

آیا معنی Harangue مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )