برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1356 100 1

Histogram

/ˈhɪstəˌɡræm/ /ˈhɪstəɡræm/

(نموداری که درازی ستون های آن نمایشگر میزان تکرار یا بسامد یا وقوع چیزی است) نمودار ستونی، رونگاره ی ستونی، هیستوگرام، نمایش طرز انتشار وفواصل وارتفاع سلول ها از هم

بررسی کلمه Histogram

اسم ( noun )
• : تعریف: a bar graph of a frequency distribution in which the frequency of a variable is represented by the height of the bar, and the class interval by the width, where each class interval is a summary of data that represents a range of independent variable values rather than a single value.

واژه Histogram در جمله های نمونه

1. The histogram shows the values for both mutant construction.
[ترجمه ترگمان]نمودار هیستوگرام ارزش برای هر دو تحول جهش‌یافته را نشان می‌دهد
[ترجمه گوگل]هیستوگرام مقادیر هر دو ساختار جهش را نشان می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. On a size frequency histogram the size class in which the greatest percentage of grains is represented provides the modal class.
[ترجمه ترگمان]در یک نمودار بسامد اندازه کلاس سایز که در آن بیش‌ترین درصد دانه‌ها نمایش داده می‌شود، کلاس کیفی را ارایه می‌دهد
[ترجمه گوگل]در یک هیستوگرام فرکانس اندازه، کلاس اندازه ای که در آن بیشترین درصد دانه ها نمایش داده می شود، کلاس مدال را ارائه می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. In three patients, no analysable DNA histogram could be generated because their tumours had been fixed in Bouin's solution.
[ترجمه ترگمان]در سه بیمار، هیچ هیستوگرام DNA analysable نمی‌تواند تولید شود چون غده‌های آن در محلول Bouin ثابت شده بود
[ترجمه گوگل]در سه بیمار، هیستوگرام DNA قابل تجزیه و تحلیل نمی تواند حاصل شود، زیرا تومورهای آنها در محلول بوئین ثابت شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

معنی Histogram در دیکشنری تخصصی

histogram
[کامپیوتر] هیستو گرام ، نمودار ، پیشینه نما نوعی نمودار میله ای که در آن ف میله ها تعداد دفعات وقوع یک رویداد را بیان می کنند . هیستوگرام ها ، معمولاً در برنامه های عکس رنگی و نرم افزار اسکنر به کار می روند تا امکان دستکاری ویژگیهای تصویر را به وجود آورند . هر میله نشان دهنده ی تعداد کل سلولهای تصویبری سایه ی خاصی از رنگ خاکستری است . با لغزاندن نقاط انتهایی به نزدیکی یکدیگر ، وضوح تصویر کاهش یافته و با دور کردن نقاط انتهیی ، وضوح تصویر افزایش می یابد . نگاه کنید به contrast chart brightness . - پیشینه نما ، هیستوگرام ، سابقه نما .
[برق و الکترونیک] ستون نگاشت ؛ نمودار ستونی نوعی نمایش گرافیکی به شکل ستونهای عمودی با ارتفاع متغیر که در آن ارتفاع هر ستون نمایانگر کمیت در یک طبقه بندی مشخص است. به عنوان مثال ، این ستونها م یتوانند ارزش دلاری محصولات تولید شده توسط یک شرکت الکترونیکی در عرض یک سال یا در آمد آن شرکت در یک دوره ی مثلاً 10 ساله رانشان دهند. - نمودار ستونی
[زمین شناسی] پیشینه نما تابعی وابسته به مقدارهای دادهها به نسبت فراوانی پیدایش آنها. نمودار ستونی نمودار میله ای عمودی توزیع فراوانی یک پارامتر که در آن ارتفاع میله ها معادل با فراوانی کلاس های ایجاد شده بر روی محورx اند. در صورتی که تمامی کلاس ها در نمونه ها موجود باشند هیچ فاصله خالی در روی محور دیده نمی شود. ازهیستوگرام ها به منظور نمایش پراکندگی ابعاد ذرات رسوبی استفاد می شود.
[صنعت] هیستوگرام ، بافت نما، بافت نگار - نمودار گرافیکی (نموار میله ای) مربوط به فراوانی داده های گروه بندی شده به منظور ارائه یک ارزیابی دیداری از توزیع فراوانی داده ها.
[ریاضیات] نمودار ستونی، نمودار پله ای، سابقه نما، بافت نگار، هیستوگرام، بافت نما، نمودار ستونی، بافت نگار
[معدن] هیستوگرام (زمین آمار)
[پلیمر] هیستوگرام
[آمار] هیستوگرام - بافت نگار- نموداری میله ای است که بر اساس فراوانی داده ها در دسته هایی رسم میشود و به کمک آن می توان داده ها را تشریح کرد.
[ریاضیات] نمودار پله ای پایه افزوده
...

معنی کلمه Histogram به انگلیسی

histogram
• type of statistical graph

Histogram را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علیرضا خلیلیان
پیشینه نما
علی حویزاوی
سابقه نما

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی histogram
کلمه : histogram
املای فارسی : هیستوگرام
اشتباه تایپی : اهسفخلقشئ
عکس histogram : در گوگل

آیا معنی Histogram مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )