برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1336 100 1

Hit the nail on the head


(عمل یا سخن) به موقع و به جا انجام دادن، درست حق چیزی را ادا کردن، تیر را به نشان زدن

بررسی کلمه Hit the nail on the head

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to find exactly the right solution, expression, or explanation.

معنی کلمه Hit the nail on the head به انگلیسی

hit the nail on the head
• hit a bullseye, hit the mark, hit it right on the button

به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اکبر منصوری
عامیانه)دقیق به هدف زدن ،دقیقا متوجه شدن (علت بروز مساله ای یا بوجود آمدن موقعیتی)
M.D
وسط خال زدن
RAHA
درست متوجه شدن
Mobina
زدی به هدف ، زدی تو خال
sara
زوی تو خال، درست فهمیدی، دقیقن
مسیح بضاعت پور
زدی به خال

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی hit the nail on the head
کلمه : hit the nail on the head
املای فارسی : هئت تاه نیل اون حعیا
اشتباه تایپی : اهف فاث دشهم خد فاث اثشی
عکس hit the nail on the head : در گوگل

آیا معنی Hit the nail on the head مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )