برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1325 100 1

Hit the road

واژه Hit the road در جمله های نمونه

1. Follow this footpath and you'll eventually hit the road.
[ترجمه ترگمان]این راه را دنبال کنید و در نهایت به جاده برخورد خواهید کرد
[ترجمه گوگل]این پای پیاده را دنبال کنید و در نهایت به جاده خواهید رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He hooked up and hit the road again.
[ترجمه ترگمان]سرش را بلند کرد و دوباره به جاده ضربه زد
[ترجمه گوگل]او قلاب کرد و دوباره به جاده رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Let's hit the road.
[ترجمه ترگمان]بزن به جاده
[ترجمه گوگل]بیایید جاده رو ببینیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Follow the footpath and you'll eventually hit the road.
[ترجمه ترگمان]از پیاده‌رو حرکت کنید و در نهایت به جاده برخورد کنید
[ترجمه گوگل]مسیر پیاده رو را دنبال کنید و در نهایت به جاده خواهید رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه Hit the road به انگلیسی

hit the road
• set out, leave; depart, get going

Hit the road را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Jimm
تشریف بردن, جایی را ترک کردن
حمید
بزن به چاک
علی اکبر منصوری
مسافرت کردن،
وحيد
بزن بريم
دل به دريا زدن
عاطفه
سفر کردن، به جاده زدن
امیرحسین ریاضت
بزنیم به جاده
حسین
بزن بریم
یه آهنگ هم منصور خونده که اولش بچه میگه hit the road اسم آهنگش هم بزن بریم
Nawzim
بزن ب چاک💫😑
بهزادی
به جاده زدن{عامیانه}

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Hit the road مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )