انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1074 100 1

haberdasher

تلفظ haberdasher
تلفظ haberdasher به آمریکایی/ˈhæbədæʃər/ تلفظ haberdasher به انگلیسی/ˈhæbədæʃə/

معنی: فروشنده لباس مردانه
معانی دیگر: فروشنده ی پوشاک مردانه، لباس فروش، خراز

بررسی کلمه haberdasher

اسم ( noun )
• : تعریف: in the United States, a retailer of menswear.

واژه haberdasher در جمله های نمونه

1. Haberdashers and provision merchants were to be granted a few houses.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بازرگانان و بازرگانان را به چند خانه اجاره می‌دادند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خانه های کوچک و مجلل باید به آنها تعلق گیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. He became a haberdasher and Merchant Adventurer, growing rich on the cloth export trade to Antwerp.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او a و ماجراجوی Merchant شد که در تجارت صادرات پارچه به آنورس به ثروت رسیده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او تبدیل به یک مغازه دار و ماجراجو Merchant، رشد رو به رشد در تجارت صادرات پارچه به آنتورپ
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The suit also names the 49ers' chief haberdasher and hair hat, Carmen Policy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این لباس همچنین ۴۹ ers را با کلاه برداری و کلاه مو، سیاست کار من نام گذاری می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کت و شلوار نیز کلاه مغازه دار عمده و کلاه زنانه، Carmen Policy را نام برد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. A failed haberdasher before going into politics, Truman seemed overwhelmed by the job.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پیش از ورود به سیاست، یک خرازی با شکست مواجه شد و به نظر می‌رسید که از این کار ناراحت است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قبل از رفتن به سیاست، مغازه دار شکست خورده، ترومن به نظر می رسید از کار شگفت انگیز به نظر می رسید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The handsome delight of haberdashers succeeded.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از راه رفتن به مغازه خرازی فروشی، از این کار لذت می‌بردم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لذت زیبایی دکوراسیون منزل موفق شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. HABERDASHER. Here is the cap your worship did bespeak .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خرازی فروشی این کلاهی است که جنابعالی می‌فرمایید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]HABERDASHER در اینجا کلاه خود را عبادت می گویند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The haberdasher presented a cap, saying, " Here is the cap your worship bespoke. "
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دکاندار این کلاه را به او تقدیم کرد و گفت: \" این کلاه جنابعالی است \"
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مغازه ملبورن یک کلاه را ارائه داد و گفت: 'در اینجا کت و شلواری است که پرستش خود را بر روی آن قرار داده است '
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The haberdasher presented a cap.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فروشنده دوره‌گرد کلاه به سر گذاشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مانیکور کراوات را ارائه داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف haberdasher

فروشنده لباس مردانه (اسم)
haberdasher

معنی کلمه haberdasher به انگلیسی

haberdasher
• one who sells men's clothing and accessories; one who sells small items pertaining to dress (british)
• a haberdasher is a shop or shopkeeper selling small articles for sewing and dressmaking, for example buttons and zips.
• in the united states, a haberdasher is a shop or shopkeeper selling men's clothing.

haberdasher را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

زهرا دولت دوست ١٦:٠٤ - ١٣٩٧/٠٢/٣١
فروشنده لوازمِ خیاطی
|

کامران ٠٥:٢٣ - ١٣٩٧/٠٧/١٠
خراز
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مرینت > footprint
Marjan > Prescription
Azal > Go wrong
محدثه فرومدی > all
محدثه فرومدی > followed
Maria > Built up
ERF.. > daydream
mina > in my early twenties

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی haberdasher
کلمه : haberdasher
املای فارسی : هبردشر
اشتباه تایپی : اشذثقیشساثق
عکس haberdasher : در گوگل


آیا معنی haberdasher مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )