انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 892 100 1

بررسی کلمه habitant

اسم ( noun )
• : تعریف: inhabitant; resident.
اسم ( noun )
• : تعریف: a farmer of French descent living in Canada or Louisiana.

واژه habitant در جمله های نمونه

1. The habitants tried to fight against being moved to another city, but it was no use.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]habitants سعی می‌کردند در مقابل این که به شهر دیگری نقل‌مکان کنند، بجنگند، اما بی‌فایده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ساکنان سعی داشتند علیه انتقال به یک شهر دیگر مبارزه کنند، اما این امر بدون استفاده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Question1: With the gradual improvement of construction in habitant community, security guard has become more and more professional occupation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Question۱: با پیشرفت تدریجی ساخت‌وساز در جامعه habitant، حفاظت امنیتی بیشتر و بیشتر حرفه‌ای شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سؤال 1: با بهبود تدریجی ساخت و ساز در جوامع محلی، محافظ امنیتی بیشتر و بیشتر حرفه ای شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Question1: With the gradual improvement of construction in habitant community, security guard has become more and more professional occupation. Do you agree on it?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Question۱: با پیشرفت تدریجی ساخت‌وساز در جامعه habitant، حفاظت امنیتی بیشتر و بیشتر حرفه‌ای شده‌است قبول داری؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سؤال 1: با بهبود تدریجی ساخت و ساز در جوامع محلی، محافظ امنیتی بیشتر و بیشتر حرفه ای شده است آیا شما در مورد آن موافق هستید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. On the basis of the data of habitant trip in 2005 in Panyu Region of Guagnzhou City, the basic features of inhabitant trip and their reasons were analyzed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]براساس داده‌های سفر habitant در سال ۲۰۰۵ در منطقه Panyu شهر Guagnzhou، ویژگی‌های اصلی سفر ساکن و دلایل آن‌ها تحلیل شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بر اساس داده های سفر مسافرتی سال 2005 در منطقه پانوی شهر گوانگژو، ویژگی های اساسی سفر ساکنین و دلایل آنها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The last chapter analyzes the temporary habitant population by the statistics methods.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در فصل آخر، جمعیت habitant موقتی را با روش‌های آماری بررسی می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فصل آخر، جمعیت شهروندی موقت را با روش های آماری تحلیل می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Domestic outfit colour is influential to habitant, the reporter interviewed concerned expert at this point.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این خبرنگار در این مورد با متخصص مربوطه مصاحبه کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رنگ لباس داخلی به نفع نفوذ دارد، خبرنگار مصاحبه با متخصص در مورد این موضوع
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Algae, the most native habitant on the earth, may be the final answer in 2050.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جلبک، که most native روی زمین است، ممکن است آخرین پاسخ در سال ۲۰۵۰ باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جلبک، ساکن ترین ساکنان زمین، ممکن است پاسخ نهایی در سال 2050 باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Above all, The balcony is habitant bears directly the place of sunshine, people can undertake on the balcony sunbathe, air basks in clothings to wait.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بالاتر از همه، بالکن is قرار دارد که به طور مستقیم جایگاه نور خورشید را در بر داشته باشد، مردم می‌توانند روی بالکن بالکن، basks هوایی در clothings حرکت کنند تا منتظر بمانند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بالاتر از همه، بالکن خرس عشایر به طور مستقیم به جای آفتاب است، مردم می توانند در حمام بالکن، سشوار هوا در لباس های صبر کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Accordingly, to make habitant can get complete relaxation, when stylist is being designed, be about to emphasize pursuit space extend and flow.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بر این اساس، هنگامی که متخصص مد در حال طراحی برای تاکید بر گسترش فضا و جریان است، برای ساختن habitant می‌تواند آرامش کامل داشته باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بر این اساس، برای ایجاد ساکنان می تواند آرامش کامل، هنگامی که طراح طراحی در حال طراحی است، در مورد تمرکز فضای گسترش و جریان تاکید کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. There are two groups of pictures enhanced my questions as a habitant of Taipei and there has nothing fancy or chic within recording images.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دو گروه از تصاویر سوالات مرا به عنوان habitant از تایپه گرفته و هیچ چیز شیک یا شیک در داخل تصاویر ضبط نشده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دو گروه از عکس ها سؤالات من را به عنوان ساکن تایپه افزایش داده اند و در تصاویر ضبط شده هیچ چیز فانتزی و شیک وجود ندارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The degeneration and specialization phenomenon showed that they were consanguineously connected with their habitant environment.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]انحطاط و پدیده تخصصی سازی نشان داد که آن‌ها با محیط habitant ارتباط ندارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پدیده انحطاط و تخصص، نشان می دهد که آنها با محیط زیست ساکن خود ارتباط برقرار می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The paper reveals takin′s ecological Countermeasure for adaptation of the habitant.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این مقاله اثرات اکولوژیکی takin's را برای سازگاری با habitant نشان می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این مقاله نشان می دهد مخالفت های اکولوژیکی takin برای سازگاری با عشایر
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. If dark tonal the in part that exceeds all sides area can make habitant addlehead, more adverse to the man.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر رنگ مو به حدی باشد که از هر دو طرف تجاوز کند می‌تواند باعث ایجاد اختلاف بیشتر با فرد شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر تونیک تیره که بخشی از آن است که بیش از همه طرف ها می شود، می تواند باعث ایجاد اضطراب شهروندی شود، که بیشتر به نفع انسان است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Sitting room area slants small, if be not worth plus indoor light, will naturally make habitant generation depressive feeling.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک فضای اتاق نشیمن بسیار کوچک است، اگر ارزش به علاوه نور داخلی نداشته باشد، به طور طبیعی باعث ایجاد احساس افسردگی روحی می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]منطقه اتاق نشیمن کوچک است، اگر به اندازه لامپ در محیط داخلی ارزش نداشته باشد، طبیعتا باعث احساس افسردگی نسلی می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف habitant

ساکن (اسم)
resident , denizen , inhabitant , occupant , lodger , habitant , occupier , inmate
مقیم (صفت)
dwelling , biding , resident , residing , domiciled , indwelling , inhabiting , habitant

معنی کلمه habitant به انگلیسی

habitant
• one who inhabits, one who lives in a certain place

habitant را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی habitant

ebitaheri@gmail.com ١٢:١٨ - ١٣٩٧/٠٥/٠٥
بومی ، پاگیر(جایی) ، اهل(جایی)
|

پیشنهاد شما درباره معنی habitant



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی habitant
کلمه : HABITANT
املای فارسی : هبیتنت
اشتباه تایپی : اشذهفشدف
عکس HABITANT : در گوگل


آیا معنی habitant مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )