برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1358 100 1

hammock

/ˈhæmək/ /ˈhæmək/

معنی: بانوج
معانی دیگر: ننو، تختخواب ننومانند، گواچو، (جنوب ایالات متحده) بیشه ی مرتفع، ننو یا تختخوابی که از کرباس یا تور درست شده

بررسی کلمه hammock

اسم ( noun )
• : تعریف: a hanging, swingable lounge or bed made of canvas or other strong fabric or netting and slung between two trees or other supports.

- We hung the hammock between two trees in the backyard.
[ترجمه ساغر] ما ننو را بین دو درخت در حیاط پشتی آویختیم.
|
[ترجمه ترگمان] دو درخت را بین دو درخت در حیاط پشتی آویزان کردیم
[ترجمه گوگل] ما باغ وحش بین دو درخت را در حیاط خلوت آویزان کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I'd love to lie in the hammock all day.
[ترجمه ساغر] من دوست دارم کل روز را در ننو دراز بکشم.|
[ترجمه ترگمان] من خیلی دوست دارم تمام روز رو روی ننو دراز بکشم
[ترجمه گوگل] من دوست دارم در حمام در تمام طول روز دروغ بگویم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه hammock در جمله های نمونه

1. He was dozing in the hammock when I called.
[ترجمه ترگمان]وقتی زنگ زدم او روی ننو چرت می‌زد
[ترجمه گوگل]وقتی که من تماس گرفتم، در حمور بودم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We anchored the hammock to the tree.
[ترجمه ترگمان]گهواره را به درخت بستیم
[ترجمه گوگل]ما کلبه را به درخت وصل کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He tried to still the swaying of the hammock.
[ترجمه محمد صادق حسنی] او سعی کرد که نوسان گهواره را آرام کند
|
[ترجمه ترگمان]او سعی کرد که همچنان تاب تحمل گهواره سفری را داشته باشد
[ترجمه گوگل]او سعی کرد هنوز هم نوازش بانو
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The old man is sleeping in a hammock hanging between two trees.
...

مترادف hammock

بانوج (اسم)
hammock

معنی عبارات مرتبط با hammock به فارسی

صندلی راحتی تاشوکه پشت ان پارچه ایست

معنی hammock در دیکشنری تخصصی

[نساجی] سریر کرباسی - تخت یا تخت خوابی که از کرباس یا تور درست شده
[کوه نوردی] ننو ، ننوی شب مانی
[زمین شناسی] ساختار پشته ای تقاطع دو رگه یا دو سیستم شکست با زاویه حاده نسبت به یکدیگر

معنی کلمه hammock به انگلیسی

hammock
• hanging bed made of woven rope or canvas and suspended by cords at either end
• a hammock is a piece of strong cloth which is hung between two supports and used as a bed.

hammock را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نیکان
نانو ، نرم ، لطیف
میثم علیزاده
نوعی رخت خواب سیار که در جنگل بین دو درخت میبندند و روی ان میخوابند، ننو
Setayesh
ننو:
تختخوابی که از تور با ننو درست شده باشد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی hammock
کلمه : hammock
املای فارسی : هممکک
اشتباه تایپی : اشئئخزن
عکس hammock : در گوگل

آیا معنی hammock مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )