برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1283 100 1

handicapped


روانشناسى : معلول ورزش : ناتوان

بررسی کلمه handicapped

صفت ( adjective )
(1) تعریف: having a physical or mental disability.

- She became physically handicapped after her car accident.
[ترجمه ترگمان] او پس از تصادف اتومبیل از نظر جسمی ناتوان شد
[ترجمه گوگل] او پس از تصادف ماشین خود، معلول فیزیکی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- This software is designed to help mentally handicapped children learn to read.
[ترجمه ترگمان] این نرم‌افزار برای کمک به کودکان معلول ذهنی طراحی شده‌است
[ترجمه گوگل] این نرم افزار برای کمک به بچه های ذهنی معلول طراحی شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: having been assigned a handicap in a race or contest.
اسم جمع ( plural noun )
• : تعریف: those who have physical or mental disabilities (usu. prec. by the).

- These parking spaces are reserved for the physically handicapped.
[ترجمه ترگمان] این فضاهای پارکینگ برای معلولین از نظر فیزیکی نگهداری می‌شوند
[ترجمه گوگل] این مکان های پارکینگ برای افراد دارای جسمی محفوظ است ...

واژه handicapped در جمله های نمونه

1. the handicapped
معلولان،آکمندان،توان کاستگان،توانخواهان

2. a school for the mentally handicapped
مدرسه‌ای برای آکمندان ذهنی (عقب ماندگان ذهنی)

3. the designation of parking areas for the handicapped
تخصیص محل پارکینگ برای معلولین

4. the war left him poor and mentally handicapped
جنگ موجب فقر و نقص روانی او شد.

5. these seats are reserved for the elderly and the handicapped
این صندلی‌ها مختص سالمندان و معلولان است.

6. He was handicapped by his height.
[ترجمه نیلوفر] او به خاطر قد بلندش فلج شده بود
|
[ترجمه ترگمان]اون از قد بلندش فلج شده بود
[ترجمه گوگل]او با قدش معلول بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. It's almost inconceivable that a handicapped girl is very independent and lives all alone.
[ترجمه ترگمان]بعید است که یک دختر معلول بسیار مستقل باشد و تنها زندگی کند ...

معنی عبارات مرتبط با handicapped به فارسی

پابست عیال، گرفتارخانواده
روانشناسى : معلول شنیدارى
روانشناسى : معلول جسمى

معنی handicapped در دیکشنری تخصصی

handicapped
[بهداشت] ناتوان
[عمران و معماری] راننده معلول

معنی کلمه handicapped به انگلیسی

handicapped
• physically disabled; disadvantaged, limited
• someone who is handicapped has a physical or mental disability.
• you can refer to people who are handicapped as the handicapped.
• see also handicap.
physically handicapped
• disabled, having a physical deformity

handicapped را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Atrin
معلول ذهنی
Mina
معلول جسمی یا ذهنی
Matin
معلول

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی handicapped
کلمه : handicapped
املای فارسی : هندیکپپد
اشتباه تایپی : اشدیهزشححثی
عکس handicapped : در گوگل

آیا معنی handicapped مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )