انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1039 100 1

handlebar

تلفظ handlebar
تلفظ handlebar به آمریکایی/ˈhændəlˌbɑːr/ تلفظ handlebar به انگلیسی/ˈhændlbɑː/

معنی: فرمان، دسته دو چرخه
معانی دیگر: (دوچرخه و موتور سیکلت و غیره - معمولا جمع) فرمان، دسته

بررسی کلمه handlebar

اسم ( noun )
• : تعریف: (usu. pl.) a steering bar with handles on a two-wheeled vehicle, such as a bicycle or scooter.

واژه handlebar در جمله های نمونه

1. handlebar mustache
ترجمه سبیل چخماقی

2. The rider came off and the handlebar went into his neck.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سوار بر اسب فرود آمد و the به گردن او رفتند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سوار رفت و راننده به گردنش رفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. He had a prominent handlebar moustache and a high colour to his cheeks.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سبیل بلندی داشت و رنگ بلندی به گونه‌هایش داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او تا به حال یک سبد از جنس برجسته و به رنگ گونه ای به گونه های او بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Put on those flying goggles, tweak that handlebar moustache and blow the enemy to hell!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عینک flying را بگذار روی آن عینک دسته دو handlebar و دشمن را به جهنم!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قرار دادن آن عینک پرواز، نیشگون گرفتن این سبیل فرمان و ضربه دشمن به جهنم!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. He had no hair and a handlebar moustache that his face made look a foot long on each side.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سبیل نداشت و سبیل چخماقی که صورتش از هر سو به نظر می‌رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او هیچ مویی و سبیل فرماندهی نداشت که چهره اش از هر طرف به اندازه یک پا بلند بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The driver hastens next handlebar grandpa uprear, apologize again and again.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]راننده بعدی دو دسته بزرگ را تسریع کرد، دوباره معذرت خواست و دوباره معذرت خواست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]راننده سریعتر و بزرگتر می شود و دوباره و دوباره عذرخواهی می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Situate the newly completed Steering Arm into the handlebar clamp as shown below.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فرمان خودکار تکمیل‌شده را به گیره handlebar که در زیر نشان‌داده شده‌است، تنظیم کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قرار دادن دستگیره ی فرمانده ی جدید را به گیره ی دستگیره ی که در زیر نشان داده شده قرار دهید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. If this all strikes you as fancy, handlebar moustache talk from an old misanthrope who doesn't get things like whatever the hell we're calling "conversations" this week, maybe you're on to something.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر این همه شما را به عنوان شیک و رویایی خطاب قرار دهد، moustache از an قدیمی حرف می‌زنند که مثل هر جهنمی که ما در این هفته با هم‌صحبت می‌کنیم، شاید به چیزی علاقه‌مند شده باشی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر این همه شما را به عنوان فانتزی به شما تحمیل کند، صحبت از صدای شیطان قدیمی است که چیزهایی مانند آنچه که در این هفته به شما میگویند «گفتگوها» است، صحبت میکنید، شاید شما به چیزی فکر میکنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Handlebar: metal tube commanding the front wheel.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Handlebar: لوله فلزی بر گردونه جلو فرمان می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دستگیره: لوله فلزی فرماندهی چرخ جلو
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The Sidelight Handlebar Grips add LED warning system with a multi - step indicator on the bar end.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]The Handlebar Grips سیستم هشدار LED را با یک شاخص چند مرحله‌ای در انتهای بار اضافه می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دستگیره کمربند کمربند سیستم هشدار دهنده LED را با یک نشانگر چند مرحله ای در انتهای نوار اضافه می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. And frame, handlebar of some bicycles made in some countries are made of aluminium seamless tubes, its mudguard is made of aluminium sheets, its rim is made of fabricated aluminium profiles.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]و چارچوب، handlebar از برخی دوچرخه ساخته‌شده در برخی از کشورها از لوله‌های یکپارچه آلومینیوم ساخته شده‌است، mudguard از ورقه‌های آلومینیومی ساخته شده‌است، و حاشیه آن از قالب‌های آلومینیومی ساخته شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]و قاب، دسته دوچرخه های ساخته شده در برخی از کشورها از لوله های بدون درز آلومینیوم ساخته شده است، گلگیر آن از ورق های آلومینیوم ساخته شده است، لبه آن از پروفیل آلومینیوم ساخته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Someone a hand on my handlebar as if to steady my bike.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یکی دستش را روی دو دسته من گذاشت که انگار می‌خواهد موتور مرا ثابت نگه دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کسی دست خود را بر روی صندلی من می گذارد تا دوچرخه من را ثابت نگه دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. A compact man with a handlebar moustache, he heads the orbiter closeout crew; he's the guy who shakes hands with each astronaut just before they lift off.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک مرد با دو دسته دسته دو دسته دسته crew orbiter the heads heads است؛ مردی است که قبل از آن که آن‌ها را بلند کنند با هر فضانورد دست تکان می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک انسان جمع و جور با سبیل فرمانروایی، او را به ارمغان می آورد؛ او مردی است که با هر فضانورد قبل از اینکه بلند شود، دست ها را لرزاند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. His rough and dark hands are grasping the handlebar firmly.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دست‌های خشن و تیره‌اش دسته دسته را محکم گرفته‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دست های خشن و تاریک دست راست را می گیرند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف handlebar

فرمان (اسم)
order , bill , word , edict , precept , instruction , command , decree , mandate , commission , errand , institute , sanction , ordonnance , charter , steering wheel , commandment , ordinance , handlebar , rescript
دسته دو چرخه (اسم)
handlebar

معنی کلمه handlebar به انگلیسی

handlebar
• curved steering bar of a bicycle or motorcycle
• the handlebars of a bicycle consist of the curved metal bar with handles at each end which are used for steering.

handlebar را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مهدی احمدی > reflected
راحیل > بر
مرضیه > سیرت
محسن پالیزوان الیگودرز > زلقی
Fatemeh > A neat person
حمیدحسینی > نوروز
احسان جعفری > صدای بلند
حسنا > زمزم

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی handlebar
کلمه : handlebar
املای فارسی : هندلبر
اشتباه تایپی : اشدیمثذشق
عکس handlebar : در گوگل


آیا معنی handlebar مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )