انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1042 100 1

handles

تلفظ handles
تلفظ handles به آمریکایی تلفظ handles به انگلیسی

معنی handles در دیکشنری تخصصی

handles
[کامپیوتر] دستگیره ها - ( در برنامه های گرافیکی ) کادرهای سیاه کوچکی در گوشه ها و نقاط میانی شیئی که برای ویرایش انتخاب می شود. همان طور که از نام « دستگیره » معلوم است ، دستگیره ها به شما مکانی را می دهند که به وسیله ی آن ، شیء را با ماوس « گرفته » و دستکاری کنید . کشیدن یک دستگیره ی کناری ( یکی از چهار دستگیره ی گوشه ای ) موجب تغییر انداز ی شیء می شود. کشیدن دستگیره ی میانی ، شیء را در یک بعد منبسط یا منقبض می کند.
[فوتبال] دست زدن- لمس کردن

handles را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر



آیا معنی handles مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )