برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1348 100 1

handling

/ˈhændl̩ɪŋ/ /ˈhændl̩ɪŋ/

معنی: رسیدگی، لمس، اداره، بررسی
معانی دیگر: اداره کردن

بررسی کلمه handling

اسم ( noun )
(1) تعریف: a using of the hands to touch or carry.

(2) تعریف: the way in which a person, thing, or matter is managed or attended to.
مشابه: use

- He needs gentle handling.
[ترجمه ترگمان] اون به یه دسته آروم نیاز داره
[ترجمه گوگل] او نیاز به آرامش دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه handling در جمله های نمونه

1. her handling of customers
رفتار او با مشتریان

2. the deft handling of the knife by a surgeon
کاربرد ماهرانه‌ی چاقو توسط جراح

3. She publicly denounced the government's handling of the crisis.
[ترجمه ترگمان]او در ملا عام رسیدگی دولت به این بحران را محکوم کرد
[ترجمه گوگل]او عملا مخالفت دولت با مدیریت بحران را محکوم کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He was criticized for his inept handling of the problem.
[ترجمه ترگمان]او بخاطر برخورد inept با این مشکل مورد انتقاد قرار گرفت
[ترجمه گوگل]او برای دست زدن به ناکامی این مشکل انتقاد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Preston is particularly good at handling temperamental people.
[ترجمه ترگمان]پرستون به خصوص در کنترل کردن افراد خلقی بسیار خوب است
[ترجمه گوگل]پرستون به خصوص در مورد رفتارهای پرخاشگرانه خوب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. His handling of the crisis attested to his strengt ...

مترادف handling

رسیدگی (اسم)
assistance , attention , verification , puberty , consideration , probe , investigation , inquiry , exam , examination , handling , scrutiny , attendance , audit , cassation , inquest
لمس (اسم)
handle , attaint , handling , tactility
اداره (اسم)
office , operation , steerage , handling , ministration , helm , bureau , management
بررسی (اسم)
study , deliberation , discussion , survey , check , handling , scrutiny , checking

معنی عبارات مرتبط با handling به فارسی

هزینه گذاشت وبرداشت، هزینه دست زدنی
داده گردانی
استثنا گردانی
پرونده گردانی
(آمریکا - پستخانه) مراسلات درجه دو و ویژه، ارسال مطبوعات واوراق چاپی بوسیله پست سریع السیر

معنی handling در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] اداره کردن ؛ بررسی کردن ؛ انجام دادن
[عمران و معماری] جابجا کردن - حمل مواد
[صنعت] جابجایی، حمل
[نساجی] جابه جا کردن - حمل - کارکردن
[پلیمر] زیردست
[حسابداری] هزینه جابه جائی
[عمران و معماری] تنش ناشی از جابجا کردن
[ریاضیات] به کارگیری رنگ، استفاده از رنگ
[ریاضیات] برداشت داده ها
[کامپیوتر] روش رفع اشکال ، به حداقل رساندن احتمال وقوع خطا .
[کامپیوتر] رسیدگی به مدیریت حالت استثنایی .
[ریاضیات] جا به جایی، حمل مواد، مبادله ی مواد اولیه
[کامپیوتر] بکارگیری رشته

معنی کلمه handling به انگلیسی

handling
• care, treatment; touch
handling charge
• fee charged for performing a money transfer, commission taken by someone who performs a bank transaction for another
cargo handling
• caring for freight, handling freight
error handling
• manner in which a program deals with hardware errors or errors by a user

handling را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهزاد ناطق
کنترل، مدیریت
بهزاد ناطق
حمل و نقل، جابجایی
مجتبی
تولید با دست، دستی
فارسی را پاس بداریم.
کنترل کردن، اداره کردن، مدیریت کردن، جرح و تعدیل کردن، تصحیح کردن
نیلوفر زارعی
معامله کردن،اداره کردن
Peransa
توانايي
محدثه فرومدی
گرداننده
Hossein
در مبحث اموال مسروقه در حقوق به معنی نگهداری هست. Handling stolen goods نگهداری اموال مسروقه
محمد مصطفایی
دستکاری
ریحانه د
بررسی
محمد
standard ground handling agreement
احمدیان
کار انداختن
محمد
سازوکار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی handling
کلمه : handling
املای فارسی : هندلینگ
اشتباه تایپی : اشدیمهدل
عکس handling : در گوگل

آیا معنی handling مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )