برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1287 100 1

handover


علوم نظامى : تحویل و تحول کردن سیستم کنترل هواپیماها تحویل دادن

واژه handover در جمله های نمونه

1. They demanded the immediate handover of all relevant documents.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها خواستار تحویل فوری تمامی اسناد مربوطه شدند
[ترجمه گوگل]آنها تقاضای فوری انتقال همه اسناد مربوطه شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Doug stood still while I ran through the handover procedure.
[ترجمه ترگمان]داگ \"وقتی من داشتم عمل رو انجام می‌دادم\" هنوز بی‌حرکت بود
[ترجمه گوگل]داگ هنوز ایستاده بود در حالی که من از طریق روش دست زدن فرار کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The handover to civilian government has been delayed.
[ترجمه ترگمان]تحویل به دولت غیرنظامی به تعویق افتاده‌است
[ترجمه گوگل]انتقال به دولت ملکی به تأخیر افتاده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The handover is expected to be completed in the next ten years.
[ترجمه ترگمان]انتظار می‌رود تحویل در ده سال آینده تکمیل شود
[ترجمه گوگل]انتظار می رود که تحویل در ده سال آینده تکمیل شود
[ترجمه شما] ترج ...

معنی کلمه handover به انگلیسی

handover
• act of giving away something to someone else, act of surrendering of a person; act of giving up authority or property; (in broadcasting) transfer to another person of control of the commentary during a broadcast

handover را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رضا
انتقال قدرت (در موضوع سیاست)
عاطفه
دست بدست کردن
مقداد سلمانپور
تحویل دادن پروژه به کارفرما جهت شروع به تولید.
این مرحله معمولا پس از مرحله راه اندازی
(Commissioning)
اتفاق می افتد.
محمد رومزی
۱_ تحویل دادن قدرت یا مقام ( پست ) به فرد یا گروهی دیگر
۲_ عمل (تحویل دادن) چیزی به کسی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی handover
کلمه : handover
املای فارسی : هندور
اشتباه تایپی : اشدیخرثق
عکس handover : در گوگل

آیا معنی handover مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )